بهمن
۲۴

روز والنتاین

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

 

.در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود..

 

 





بهمن
۲۴

مراسم عروسی در ایل بختیاری

 

ازدواج ناف برون

 

در میان ایل بختیاری رسم بر این بوده است که هر گاه دختری و پسری در زمانی نزدیک به هم متولد گردند ، اولیاء این اطفال از همان بدو تولد تصمیم می گیرند ، تا بند ناف نوزاد را به نام پسری که او نیز تازه دیده به جهان گشوده و یا کمی از وی بزرگتر است می بریدند، به این نیت که به هنگام بلوغ این دو کودک با هم ازدواج نمایند ، یعنی عملا سر نوشت آتی این دختر و پسر از همان ابتدا غافل از مسائل اخلاقی و اجتماعی ، تفاهم و غیره به دست والدین آنها رقم می خوردند ، زیرا این دو نوزاد در شرایط و موقعیتی نبودند تا به توانند برای خود تصمیم بگیرند چون این باور در دوره کودکی ، تا نو جوانی و جوانی در آنان پدید آمده بود که این دو به هم تعلق دارند .

 

دیگر جرات ابراز وجود و اظهار نظر عملا از آنان سلب می گردید و این پدر و مادر بودند که در این باره تصمیم نهایی را می گرفتند .

 

بنابراین ناگزیر به تسلیم در برابر اقدامات انجام شده بودند و چیزی که بدان اهمیت داده نمی شد نظرات دختر و پسر بود ، حتی اگر یکی و یا هر دوی آنها از این پیوند
ناخشنود بوده باشند ، بنابراین تجربه نشان داده است که این گونه پیوندها کمتر موفق بوده اند .

 

ازدواج خون بس

 

بختیاری ها با تکیه بر باور و خلق و خوی خویش در غیرتمندی کمتر ظلم و فشار را تحمل می نماید ، چنانچه اجحافی در حق آنان روا می گردید ، در صدد انتقام بر
می آمدند و با بروز هر گونه تنشی ممکن بود نزاعی میان دو طایفه یا دو خانواده بوجود آید که آید که در نتیجه یک نفر از آنها انتقام بر می آمدند و اگر نبود میانجی گری اشخاص خیر و بزرگان ایل این کشت و کشتار و هم چنان تداوم می یافت ، اما دخالت بزرگان طایفه های دیگر باعث می گزدید تا جلو هر گونه خون ریزی دیگری نیز گرفته شود و برای این که بتوانند ضمن پیشگیری از هر گونه اقدام انتقام جویانه زمینه تفاهم نسبی را نیز فراهم آورند ، نخست با بزرگان دو طایفه وارد مذاکره شده و آن گاه با فروکش کردن موضوع نزاها ، برای این که بتوانند هر چه بیشتر دو طایفه دو خانواده را به هم نزدیک تر نمایند و پیوندی خونی بین آنان بر قرار کنند .

 

دختر یکی از بستگان نزدیک قاتل را به عقد و ازدواج پسر یا شخصی از خانواده مقتول در می آورند ، تا شاید بدان وسیله از هر گونه تنش و ستیز بعدی پیش گیری کرده باشند و جلو هر گونه خون ریزی مجدد را بگیرند که به آن ( خون بس ) نیز می گفتند .

 

البته این گونه ازدواج ها همانگونه که از نفس آن بر می آید به دلیل این که از روی تمایل قلبی صورت نمی گرفت ، هیچگاه موفق نبود و چنین دختر یا زنی که جای خون آمده بود ، همواره مورد نکوهش و آزار و اذیت خانواده شوهر خود واقع می گردید .

 

این گونه ازدواج ها در میان بختیاری ها ضزب المثل گردیده اند و هر از گاهی که نزاعی و یا حتی بر خورد لفظی بین زن و شوهری بوجود می آمد خانواده زن می گفتند ، مگر دخترمان جای خون آمده است ، که این گونه با او رفتار می کنید ؟ این گونه پیوندها اگر چه ممکن است در فروکش کردن نزاع ها حد زیادی تاثیر داشته باشند ، اما هرگز نمی توانست ازدواج موفقی باشد زیرا انگیزه این گونه پیوند ها نه بر مبنای علاقه ، بلکه بر اساس مصلحت اندیشی بوده است تا شاید بدان وسیله تنش های بعدی پیش گیری کرده باشند .

 

 

ازدواج گا به گا :

 

ازدواج گا به گا در میان ایل بختیاری برخی مواقع وجود داشته است ، در میان خانواده دختر و پسر مجرد و جوانی وجود داشت ، بنا به تمایل طرفین هر یک از برادر که از دو خانواده نیز بودند خواهر خود را به ازدواج طرف مقابل در می آورد ، چنین ازدواجی مشکلات کمتری را در پی داشت ، زیرا ضمانت تامین سلامت هر یک در سلامت پیوند مقابل گره خورده بود و کمتر اتفاق می افتاد که بین چنین خانواده هایی بر خورد جدی روی دهد .زیرا خواهر شخص به وجود آورنده تنش که زن طرف مقابل بود چنین بر خوردی را در پیش روی خواهد داشت ، بنابراین علاوه بر علاقه شخصی، انگیزه
یاد شده بالا تاثیر بسزایی داشته است ، ازدواج گا به گا به مراتب از ازدواج های ناف برون و خون بس موفق تر بوده است زیرا هم تمایل هر دو طرف و هم ضمانت ازدواج متقابل پشتوانه ی محکمی به شمار می رفته است .

 

ازدواج فامیلی:

 

ازدواج فامیلی یکی از ریشه دارترین و پر جمعیت ترین ازدواج ما در ایل بختیاری بشمار می رود ، گستردگی این نوع ازدواج زبانزد خاص و عام است ، شدت این ازدواج فامیلی به حدی بوده که هر گاه در خانواده ای پسر جوانی که هنگام ازدواج او فرا می رسید و یکی از دختران عمو، عمه، خاله، دایی، و یا دیگر افراد فامیل نزدیک مجرد بود حق نداشت به خواستگاری دختر بیگانه ای برود زیراعمل او توهین به خانواده های دختر دار آن فامیل محسوب می گردید و چنین عملی را سنت شکنی می دانستند و آن را مورد نکوهش قرار می دادند ، بنابراین هر گاه چنین جوانانی قصد پیوند زناشویی را می داشتند ، نخست می باید به خواستگاری یکی از دختران فامیل نزدیک خود می رفتند و اگر در خواست آنان مورد موافقت قرار نمی گرفت آن گاه حق داشتند تا از میان دختران غیر فامیل ، همسر آینده خویش را بر گزینند ، زیرا معتقد بودند که با ازدواج های فامیلی ، پیوند خانوادگی آنها پیوسته مستحکم واستوار باقی خواهد ماند و فاصله ای بین آنان ایجاد نمی گردد ، از سویی فرزندان این گونه خویشاوندی ها از لحاظ ژنتیکی ، اجتماعی و فیزیکی از طبقه پایین تری نخواهند بود ، تا نسل های بعدی دچار تزلزل نگردند این شیوه ازدواج صرف نظر از پاره ایی تغییرات جزیی همچنان پا بر جا مانده است و هنوز هم در بسیاری از خانواده ها رعایت می گردد و اگر از لحاظ ژنتیکی مشکلی نداشته باشند قدر مسلم آن است که در پایداری اتحاد و همبستگی بین طایفه و فامیل موثر خواهد بود .

 

ازدواج هم بهری بودن :

 

در ازدواج هم بهری بودن اگر شخص مورد نظر از دوران کودکی و یا نو جوانی نزد خانواده ایی مشغول کار میشد ، و شخص صاحبخانه این فرد مورد نظر را به عنوان شریک یا هم بهر قبول می کند به گونه ای که او را در تمام اموال خود همانند فرزندانش شریک بداند و چنانچه شخص مورد نظر از دختر صاحبخانه خواستگاری کند ، صاحبخانه دختر خود را بدون اینکه از فرد مورد نظر (داماد) شیر بها و یامهریه بگیرددختر خود را به عقد او در می آورد بدون گرفتن هیچ وجه چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی ، و علتش این است که دو نفر همدیگر را قبول دارند و به عنوان رفیق و شریک یکدیگرند .

 

 

مراسم عروسی بختیاری از ابتدا تا انتها:

 

اول:زون گشون (بله گفتن )

 

زون گشون یا بله گفتن که با هدیه دادن به پدر و دختر توسط اقوام داماد همراه می باشد این هدیه به معنی آن است که قبول کرده تا پیرامون خواستگاری از دخترش صحبت نمایند ، چنین هدیه ای معمولا یک راس قاطر و یا تفنگ و یا چیزی مشابه می باشد که سر انجام پس از عروسی به عروس بخشیده می شود ، پس از بله گفتن ، پارچه لباس را به عنوان هدیه به دختر می دهند که به آن (بله بندون) می گویند .

 

دوم: دست بوسون (شیر نی خوردن)

 

دست بوسون و یا شیرنی خورون پس از آن که خانواده داماد اجازه صحبت کردن از سوی خانواده دختر را یافتند ، با هماهنگی قبلی روز وساعت نیکی را بر می گزینند تا با آمادگی کامل و به همراه افراد فامیل وطایفه و عده ایی از بزرگان سواره و پیاده با نواختن ساز ودهل وبه همراه داشتن چندین راس گوسفند کشتی و سایر وسایل پذیرایی که کلملا به عهده داماد می باشد به سوی خانه پدر عروس رهسپار می شوند ، و بیشتر اوقات گوسفندان پیشاپیش توسط یکی از جوانان فامیل داماد فرستاده می شوند در طول این راه خانواده ی داماد و همراهان به سوار بازی و شلیک تیرهای هوایی و شادی کنان و خواندن آوازی به نام ( دوالالی ) که نوعی سرود و آهنگ شادی است که در ادامه چندین بیت از آن را بر روی کاغذ می آورم توسط زنان و دختران ایل به هنگام برگزاری مراسم عروسی خوانده میشود و در پاره ای مواقع همراه با (کل و گاله) زنان و مردان جوان ایل که منظره بسیار بدیع وخاطره انگیزی را در ذهنها تجسم می نمود و به کل وگاله معروف است می پردازند، وپس از رسیدن به نزدیکی خانه پدر عروس از آنان استقبال به عمل می آورند ،سپس پدر داماد و عروس بعد از تعارفاتی چند وارد مذاکره شده و هر یک از نزدیکان خود به شور می نشینند ، وپس از تبادل نظر پیرامون مسائل مادی از قبیل حق شیر (شیربها) و پشت قباله (مهریه) مباحثی مطرح و سرانجام و با وساطت بزرگان و ریش سفیدان طایفه ، طبق سنت حسنه اسلام به توافق می رسیدند البته در مورد شیر بها (حق شیر) غالبا گوسفند واسب و قاطر و گار وغیره ……..و بعضی مواقع علاوه بر وجه نقد ئ ملک و باغ نیز به عنوان پشت قباله (مهریه) مطرح می شده ، ولی مبلغ مورد توافق نهایتا با توجه و مقتضیات زمان بسیار ناچیز بود ،اما میزان حق شیر صرفا بستگی به چشم و هم چشمی و دور و نزدیکی فامیل داشت اگر طرفین از دو طایفه بودند ، بدیهی است که مبلغ مورد توافق و یا تعداد گوسفندان و حیواناتی که بابت (شیربها) در نظر گرفته می شد رقم قابل ملاحظه ای را تشکیل می داد ، وبعد از توافق نهایی ، حاضران دست پدر عروس را می بوسیدند و به همین منظور  این مرحله را (دست بوسون) نام گذاری کرده اند ، پس از نوشتن صورت مجلس و رد وبدل شدن وجوه مورد توافق صورت مجلس وشناسنامه دختر را پیش یک نفر که از سوی طرفین به عنوان معتمد انتخابمی شد می گذاشتند و تا هنگام عروسی ، سپس با حضور افراد ذینفع و در موعد مقرر تحویل داده می شدند ، در طول نامزدی هر گاه داماد جهت سرکشی و احوال پرسی به خانه نامزد (عروس) عزیمت می کرد هدایایی از قبیل سکه های نقره و گاهی طلا و پارچه و یا روسری به همراه می برد ، اگر پیش از عروسی مصادف با عید نو روز می شد مادر و خواهر داماد غذایی از برنج و گوشت و غیره تحت عنوان (آش عیدی ) به خانه عروس می بردند.

 

متاسفانه غالبا این سنت ها می روند تا در زیر غبار زمان پنهان گردند وبرخی نیز کما بیش رایج هستند ، اما به تدریج به کهنگی گراییده اند و این فرهنگ پر بار می رود تا با بی مهری و کم التفاتی از صفحه ذهنها محو گردد و غروب حیات خود را نیز به نظاره بنشینند .

 

پس از آمادگی داماد و تبادل نظر لازم و هماهنگی با خانواده عروس و تدارک نسبتا وسیع ، داماد و یا برادر او در بین ظایفه هایی که به نوعی با آنها وابستگی دارند می روند و به جمع آوری (اوزی) می پردازند ، مردم نیز گوسفند و بز وغیره را به او به عنوان هدیه می دهند ، از این رو گوسفندان کشتی عروسی و گاهی خیلی بیشتر از تعداد مورد نیاز فراهم می گردد ، این امر باعث می شد تا در آغاز زندگی مشترک با فشار بار مالی مواجه نگردند ، و این یکی از سنتهای حسنه و کم نظیری است که در این ایل پایدار مانده و جزیی از فعالیتهای فرهنگی واجتماعی آنان محسوب می گردد.

 

در این هنگام با جمع شدن افراد فامیل و طایفه های وابسته سوار و پیاده زن ومرد همراه با ساز ودهل ، در حالی که گوسفندان ( بار اوزی) و سایر بار وبنه ای که تهیه گردیدهتوسط چند نفر جوان پیشاپیش روانه خانه پدر عروس می کنند ، بعد از صرف غذا و سایر مراحل و در هنگام باز گشت یک تکه قند یا شاخه نباتی به رسم شیرنی زندگی توسط برادر عروس به کمر او بسته می شود ، آنگاه او را بر مادیانی اصیل سوار می کنند و در حالی که چادر سفیدی بر سر دارد و دستمالی ( روسری) که از جنس حریر یا ابریشم بر روی سرش می اندازند که به آن (سر انداز ) یا ( ری برقه) می گویند تا صورت او را هم بپوشانند آن گاه پسر بچه خرد سالی را بر ترک او سوار می کنند به نیت این که ثمره ازدواج و فرزند اولش پسر شود .

 

نقش پسر و عموما مرد در اقتصاد و فرهنگ پدر تباری جامعه ایلی ، تاثیر بسزایی دارد و در تمام سطوح مختلف محسوس می باشد ، در میان راه و به هنگام مراجعت به خانه داماد ، در حالی که با  تیر اندازی از سوی سواران فامیل بدرقه می شوند ، پس از طی مسافتی هم سو با نواختن سازودهل و خواندن آواز (دوالالی) توسط زنان و کل وگاله و شلیک تیر های هوایی ، سوارکاران به سوار بازی و هنر نمایی می پردازند و داماد در حالی که بر اسبی تیز رو و چابک سوار می باشد با یک حرکت چست وچالاک ری برقه ( سر انداز) عروس را ربوده و جست وخیز چشم گیری فرار نموده و بقیه سوار کاران همراه وی را تعقیب می نمایند تا شاید بتوانند سر اندار را از وی بگیرند و چنانچه فردی موفق شد که دستامل (سراندار) را از داماد بگیرد ، مجددا همگی فرد گیرنده را دنبال می کنند و همین وضع تا منزلگاه داماد ادامه دارد .

 

در بین راه چوپانانی که در مسیر حرکت عروس و همراهان قرار دارند با آوردن قوچ گله جلو عروس را می گیرند ، به این منظور که فرزند اول پسر شود و در این رهگذر داماد و یا یکی از بستگان او هدیه ای که غالبا وجه نقد می باشد به آورنده قوچ می دهند و اگر مسافت طولانی باشد ممکن است این عمل چندین بار تکرار گردد و هر بار آورنده قوچ گله و یا گاونر هدیه ایی از سوی داماد و یا همراهان نزدیک به او داده شود .

 

به هنگام رسیدن به خانه داماد عروس وارد خانه نمی شود ، زیرا مرحله (گرزنون) فرا رسیده و بذون دیافت هدیه از سوی داماد و یا پدر او وارد خانه وی می شود ، سپس مرحله قربانی کردن گوسفند فرا می رسد از این رو یک راس گوسفند را که قبلا به منظور قربانی کردن در پیش پای عروس آماده کرده اند سر می برند و کفش عروس را به خون آن آغشته می نمایند .

 

پس از صرف شام و یا ناهارو پذیرایی از مدعوین وقت (روگشون) فرا می رسد ، واکثریت دعوت شدگان بنا به سنت و توانایی خویش مبلغی را به عنوان هدیه به عروس می دهند ، در عوض اگر هدیه دهنده مرد باشد از سوی عروس یک جفت جوراب ویک عدد دستمال مردانه متقابلا به وی هدیه داده می شود و اما اگر هدیه دهنده زن باشد یا دختر باشد جوراب و روسری زنانه داده می شود .

 

پس از شب زفاف از سوی خانواده عروس غذایی تدارک دیده می شود تا به خانه داماد ببرند و در انجا صرف شود که به آن آش (دم بردگونی) گویند .

 

پاگشون:

 

چند روز پس از مراسم عروسی ، فامیل عروس و داماد آنها را به صرف نهار یا شام دعوت می کنند و هدیه ایی نیز به فراخور توانایی به آنان داده می شود .

 

جهیزیه:

 

علاوه بر مقدار وسایل زنانه و سایر لوازم ، از سوی پدر دختر که معمولاً یک راس قاطر ماده و یا مادیان اصیل جهت سواری دختر به وی داده می شود . هم چنین یک راس ماده گاو به منظور استفاده از شیر آن و یک عدد باده (بادیه) مسی جهت حمام کردن به عروس داده می شود . این رسم متاسفانه به کهنه گی گرائیده و میرود و میرود که برای همیشه از بایگانی ذهن ها محو گردد . 

 

 

منه چک خانم عروس یه بسه دو گوشیه
                                                                       قومی کرده شیرم داماد یو قومی همیشه
تخت ریحون منه میدون آقا داماد به سرس
                                                                      خوس و زینس دست به گردن شام به دست نو کرس
امشو چهارده شو ماه نو پیدا شده
                                                                      دردت چیدم آقا داماد عاشق شیدا شده
زخدا ای وای دارم فریبرز بینم شوار
                                                                     چهار حصارس گل بریزوم سر جلوس گل انار
سرباز ون چال منار گرن ماهی ز او
                                                                     رخنخواب آقا داماد کینه دو لاس بخواب
حجی حجی ، حجی حجی ؛ حج و مشهدات قبول
                                                                     دست بگیرم تنگ زینت یا محمد یا رسول
ای بهیگ وره وره سیل بالات بکنم
                                                                     چادر ز ریت ور دار سیل خالات بکنم
مابتیم ، ملبتیم، با بتون همسایه ایم
                                                                     پا به چک بختیاری ما کانترزاده ایم
بند سیزنوم یک هزار و بگو شس مروارید
                                                                    دادمس به زن گگوم او هنی ناراضی

 

 





بهمن
۲۲

تغییر ظاهر ما

مسجد سلیمان تنها شهری است که اگر یک عمرم از آن دور باشی چیز زیادی در آن تغییر نمیکند بهتر بگوییم بدتر نشود بهتر نمی شود .اما ما قرار نیست در دنیای مجازی خودمان در اینترنت این گونه باشیم و تقریبا هر شش ماه یکبار یک پوسته نو بر ظاهر این سایت میگذاریم که شاید مرهمی باشد برچهره شهری که ظاهرش تغییری نمی کند نظراتتان را در مورد این پوسته جدید برای مان بگذارید.





بهمن
۲۲

شماره جدید ندای جنوب منتشر شد

 

همان طور که قول دادیم قرار است شماره های جدید اکثر نشریات منتشر شده در مسجدسلیمان را در این وب سایت منتشر کنیم در این قسمت شماره جدید ندای جنوب که به همت دوست عزیزم جناب آقای سعیدی تهیه می شود قرار داده شده است برای دیدا توجه کنید که حتما نرم افزار Adobe readerبر روی سیستم نصب شده باشد

دانلود این شماره ندای جنوب





بهمن
۲۱

بزرگداشت یکصدسالگی مسجدسلیمان و صنعت نفت ایران در کلن آلمان

 پنجم خرداد ۱۳۸۷ خورشیدی  برابر با ۲۶ می ۲۰۰۸ میلادی ،یکصدمین سالگرد تولد صنعت نفت در ایران و پیدایش شهر صنعتی مسجدسلیمان است و به این مناسبت در ایران مقرر شده ویژه برنامه ای توسط وزارت نفت و همچنین NGO  های مردمی مسجدسلیمانی  صورت پذیرد.

علاوه بر این فعالیت های داخلی ،  مسجدسلیمانی های  سراسر جهان نیز در تکاپو هستند تا جشن تولد مسجدسلیمان را برگزار نمایند.

  اختر قاسمی ژورنالیست مسجدسلیمانی مقیم آلمان یکی از فعالان در این زمینه است و در نظر دارد در کلن برنامه ای را به این منظور برگزار کند. او فراخوانی را به شرح زیر -  و به همراه عکس هایی بسیار زیبا-  در وبلاگش منتشر کرده :

هم میهنان، هم شهریان مسجدسلیمانی و خوزستانی

در تاریخ ۵ خرداد۱۳۸۷ خورشیدی برابر ۲۶ مای ۲۰۰۸  میلادی اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه که در مسجدسلیمان احداث شده بود صد ساله می شود. یک قرن تاریخ نفت در ایران.  به همین مناسبت تصمیم دارم برنامه ای به منظور تقدیر از این شهر و تاریخ نفت با حضور چند صاحب نظر به همراه نمایش اسلاید و فیلم در شهر کلن برگزار کنم. از کسانی که مایل هستند در این برنامه شرکت فعال داشته باشند و یا  مطلبی در این رابطه، عکس و فیلمی دارند یا اینکه خاطره ای از پدران خود در این دوران از مسجدسلیمان دارند، خواهش و تقاضا می کنم که از طریق ایمیل با من تماس بگیرند.
با احترام

اختر قاسمی ـ کلن

من هم ضمن تقدیر از کار ارزشمند خانم قاسمی از تمامی دوستان و همراهان خوب همشهری سراسر دنیا  که لطف دارند و به این وبلاگ سر می زنند ،  دعوت می کنم ایشان را در راهی که در پیش گرفته اند یاری نمایند.

 





بهمن
۱۶

عكس هاي قديمي مسجدسليمان

مسجدسلیمان شهرمن! مردم ایران می دانند که تو چه خدمتی به این مرز و بوم کردی. ولی چرا دولتمردان قدر تو را نمی دانند؟ 

عکسی از بیمارستان شرکت نفت مسجدسلیمان در منطقه کلگه

عکس منطقه ای به نام “مین آفیس” در مسجدسلیمان

این عکس گاراژ شرکت نفت است در منطقه “افرمبی” F.R.and B.

اختر قاسمي آلمان





بهمن
۱۶

ویدوم بی که بیٌنومت دیدٌوم نبیدت

سلام دوست عزیز امروز مطلب خودم را در سایتان در مورد مسعود بختیاری دیدم که برایم جالب بود (مطلب مورد نظر نويسنده در اينجا است) بد نیست که مطلبی دیگر از آن گفتگو ی تلفنی را به عرض عزیزان خواننده این سایت برسانم ، همانطور که گفتم من از زنده یاد علالدین سوالاتی مربوط به متون اشعارش که تا حدی برایم نامفهوم یا نارسا بود پرسیدم یکی از آن سوالات این بود که در زیر به آن اشاره می کنم تا شاید اگر بختیاری های دیگری چون من به معنای دقیق کلمات در اشعار لری بختیاری توجه دارند بدانند یا بشنونند اگر دوستان بختیاری این ترانه زیبای زنده یاد را شنیده باشند که میگوید : ویدوم بی که بیٌنومت دیدٌوم نبیدت

 غم خوم کم سیم نبی سعدیت مونه کشت

! ما دوستان بختیاری که گاها در اروپا دور هم جمع می شدیم / میشویم و به موسیقی بختیاری به ویژه از استاد علالدین گوش می دهیم روی همین نکته بالا : سعدیت مونه کشت بحثی داشتیم که البته من آن را پیش کشیدم به این شکل که من به دوستان گفتم فکر می کنید دراینجا منظور از شاعر چیست که می گوید : سعدیت مونه کشت ؟؟؟

و آن ” سعدی ” چه بوده که آن همه عاشق جان باخته را ناامید و مایوس کرده که میگه ” مونه کشت ” دوستان که طبیعتا هیچوقت به این موضوع در متن شعر اصلا فکر هم نکرده بودند گفتند که : سفارش خاصی نبوده و کلا چون امکان زیادی برای دیدن او نداشته گفته : سعدیت مونه کشت ! من از آن قسمت متن شعر همیشه این برداشت را داشتم که دختر ذکر شده در شعر مرد عاشق را دوست نداشته و حتی از دیدن او هم پرهیز می کرده برای همین وقتی که یک بار به هر بهانه جوان عاشق سر راه او قرار گرفته ظاهرا دختر به او فهمانده با اشاره یا زبانی که اصلا علاقه ای به او ندارد که دوستان همگی با نظر من مخالف بودند و می گفتند که نه ، آنها عاشق هم هستند من همین مطلب را در همان زمان گفتگوی تلفنی از زنده یاد ، درست یازده روز پیش از درگذشت شان از او پرسیدم و او صریحا نظر خود را در مورد آن قسمت شعر این طور بیان کرد در آنجا دختر به اون جوان عاشق میگه : بهتره دور منو خط بکشی و منو فراموش کنی من دوستت ندارم اینها درست جملاتی بودند که آقای علالدین به کار برده بود من که خیلی خوشحال بودم از شنیدن نظراتش به ایشان موضوع را گفتم و اضافه کردم پس من حالا می توانم به دوستانم به استناد خود شاعر و خواننده شعر بهشان بگویم که حدس و نظر من درست بود که ایشان خندید و گفت که برایش خیلی جالب است که من اونقدر به متن اشعار بختیاری توچه دارم تفریبا در پایان گفتگوی مان از من پرسید : راستی خواهرم ، شما چه کسی؟؟ که من به شوخی گفتم بعد از یک ساعت گفتگو تازه می خواهید بدانید با چه کسی صحبت می کنید !!! ولی خوب بهش گفتم که نصیر هستم و او گفت که نصیرها را هم به خوبی می شناسد و با آنها وصلت هم داشته اند در همان صحبت گفته بود که چندین سال است که از او نقاضا می شود کنسرت هایی در خارج کشور بر گزار کند ولی او تا بحال به دلایل مختلف نتوانسته یا نپذیرفته است حدود ده سال قبل از یا شاید بیشتر خواهرم اختر قاسمی که در آلمان به کار خبرنگاری مشغول است خیلی بیشتر از من تلاش کرده بود و حتی همه کارهای رسمی تهیه سالن و ویزا و تدارکات آماده شده بود که ایشان در آخرین لخظات گفته بود که از آمدن معذور می باشد که من شخصا دلیلش را نمی دانم ولی من فکر می کنم چیزی که بیش از هر چیزی می تواند بعنوان انگیزه اصلی عمل کند این بود که زنده یاد علالدین هیچوقت برای شهرت و کسب نام و نشان نخواند و در واقع انگیزه درونی اش از نیامدن نداشتن انگیزه شهرت و ثروت بود و گرنه هر کسی میداند که با پذیرفتن برگزاری کنسرت های مختلف در خارچ کشور از جمله آمریکا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه و هلند که من در جریان همه آنها بودم و اصرار بختیاری های ساکن آنجا که حاضر به انجام هر کاری در این زمینه بودند ولی هر بار با پاسخ منفی ایشان روبرو می شدند ما بختیاری ها هرگز خدمتی که او به فرهنگ شعر و موسیقی بختیاری کرد فراموش نخواهیم کرد و صدای گرم و زیبای او گرما بخش و جودمان خواهد ماند

 مهین قاسمی





بهمن
۰۹

آموزش ارسال و دریافت ایمیل با فونت فارسی

به نام خدا

آموزش ارسال و دریافت ایمیل به زبان فارسی بسیاری از فارسی زبانان در سراسر دنیا برای ارسال ایمیل به صورت فینگلیشی اقدام می کنند به خاطر اینکه حروف فارسی هنگام دریافت ایمیل پخش میشود و به صورت نا خوانا در می آیدولی من طریقه ارسال و دریافت ایمیل به صورت فارسی را آموزش می دهم به طوریکه هیچگونه مشکلی پیش نیایدبه عنوان مثال سایت یاهو را انتخاب می کنم.

ارسال نامه: برای ارسال ایمیل پس از آنکه وارد صندوق خود شدید روی compose کلیک نمایید در این هنگام وارد قسمت خدمات ارسال ایمیل میشوید بعد از آن از منوی view پنجره اینترنت اکسپلورر گزینه incoding وسپس از زیر منوی آن Unicode(utf-۸) را انتخاب نمایید اگر یونیکد را مشاهده نکردید از گزینه more در همان زیر فهرست آن را پیدا نمایید بعد از آن شروع به نوشتن آدرس ایمیل مقصد و موضوع و متن نامه نمایید و آن را send کنید. دریافت نامه: حالا فرض کنید کسی برای شما نامه ای به صورت فارسی فرستاده شما وقتی وارد صندوق خود شدید inboxرا کلیک کنید بعد مشاهده می نمایید نامه ای برای شما آمده که موضوع آن به هم ریخته است وقتی نامه را باز می کنید با حروف نل خوانا و به هم ریخته مواجه می شوید شما دوباره مراحل بالا را که در ارسال ایمیل شرح دادم را تکرار نمایید تا متن نامه شما ترمیم گرددو نامه با متن زیبای فارسی نمایان شود.





بهمن
۰۹

نظر سنجي تا اينجا

با مشخص شدن كانديداهاي مجلس شوراي اسلامي نظرسنجي كه اين سايت به منظور پيش بيني نتايج انتخابات ازحدود يك ماه پيش شروع شده بود نيز شكل و روي جديدي مي گيرد و تنها كانديداهاي اصلي و مهم در آن نشان داده خواهند شد تا به امروز اين نتايج نشان داده شده است.

 

نتیجه انتخابات را به نفع چه کسی می بینید؟

۱- دکتر رضایی

 

.

.

۸۲رای - ۴۲.۲%

.

۲- حاج آقا میر احمدرضا حاجتی

 

.

.

۴۱رای - ۲۱.۱%

.

۳- علی ورناصری

 

.

.

۱۰رای - ۵.۱%

.

۴- دکتر جلیلی

 

.

.

۴۶رای - ۲۳.۷%

.

۵- حسن زاده

 

.

.

۷رای - ۳.۶%

.

۶- سید رسول صالحی

 

.

.

۶رای - ۳%

.

۷- بهنام بهزادی

 

.

.

۲رای - ۱%

.





بهمن
۰۸

متن سخنان پيش از دستور دكتر رضايي در مجلس(ديروز)

بسم‌الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب‌العالمین؛

ضمن (آرزوی) قبول عزاداری ماه محرم و بزرگداشت دهه مبارک فجر و با عرض سلام و ادب به ساحت پاک ملت بزرگوار ایران مخصوصاً مردم عزیز، صبور مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا که دوازده سال به بنده اعتماد نمودند. سخن خود را در پنج فراز بعرض می‌رسانم.

۱ـ سلامت: ابتدا بخاطر مصوبات خوب و عدالت‌محور مجلس هفتم از جمله طرحهای جامع کنترل مبارزه ملی با دخانیات، سقط درمانی، اعطای مجوز استخدامی سالی ۱۴ هزار نفر به وزارت بهداشت، افزایش بیش از ۵ برابری اعتبار بیمه درمان روستایی و بیش از سه برابری بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر، رایگان شدن بیمه درمان روستاییان و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر، طرح بهداشت دهان و دندان کودکان زیر ۱۲ سال، ورود دو هزار آمبولانس و ایجاد ۷۵۰ پایگاه اورژانس و افزایش اعتبار بیماران خاص و صعب‌العلاج تا ۳۰۰ درصد رشد در قانون بودجه ۸۶ باید تشکر نمود که همگی بدون پیشنهاد رسمی دولت و تنها با همت شما عزیزان و همکاران در مجلس به تصویب رسید. ولی در لایحه پیشنهادی بودجه ۸۷ کاهش اعتبارات بیمه درمان کارکنان دولت، داروهای استراتژیک بیماران صعب‌العلاج، بیماران سوختگی، روانی، نیازمند و مناطق محروم اورژانسی و سایر موارد مهم بچشم می‌خورد که اگر روند ناکارآمدی مدیریت منابع مالی و نیروی انسانی و امکاناتی موجود هم اضافه گردد، در سال آینده شاهد خطرات جدی در امر سلامت مردم مخصوصاً پابرهنه‌ها و محرومین خواهیم بود و روند بی‌عدالتی در سلامت همچنان ادامه خواهد داشت، تا امسال که این همه مجلس و دولت عدالت‌محور کار کرده‌اند، برج دوازده طبقه سلامت هنوز پابرجاست. وای بحال سال آینده که باید به برج میلاد سلامت فکر کرد.

۲ـ مرگ خاموش مردم با ادامه سیاستهای غلط و غیرقانونی یارانه‌ای در کشور:  با هزینه هزاران میلیارد تومان در بودجه سالانه و خارج آن در امر بنزین و سوخت، روغن نباتی جامد، شکر و کودشیمیایی غیراستاندارد و موارد متعدد دیگر که علاوه بر توزیع ناعادلانه آنها سلامتی مردم را هم بخطر انداخته، سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد. ولی در این میان باندها و واسطه‌هایی هم برای سود بیشتر در امر واردات گاه بدون نیاز واقعی تلاش می‌نمایند.

۳ـ اقتصاد وابسته به نفت و سند چشم‌انداز: ایران با فرصتها و تهدیدات متعدد روبروست. هنر ما این است که چالشهای جمهوری اسلامی را با تعامل قوتها و ضعفها و فرصتها و تهدیدات مدیریت نموده و فرصتهایی مانند موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک ایران پس از جنگ سرد، ایران با مرکزیت اسلام و با سابقه تمدن بزرگ ایرانی اسلامی و پیوند عمیق با همسایه‌ها، ظرفیتهای بالای فرهنگی خود، همراه با نیاز جهانی به ذخایر معدنی و نفت و گاز و تقاضای بالای گردشگری جهانی و بستر جهانی شدن اقتصاد که در مقابل تهدیداتی چون یکجانبه‌نگری و توسعه‌طلبی آمریکا، جذب نخبگان توسط کشورهای پیشرفته، ضعف امنیت قضائی، تحریمها و نهادینه شدن مؤسسات نظریه‌پردازی در کشور، عدم وفاق کافی و ملی در تولید علم و توسعه، روزمرگی و هدفمند نبودن پژوهشها و نظام آموزشی حافظه محور قرار دارند. تنها با اتحاد ملی، عزم ملی و باور ملی قدم اول اجرای این سند عملی می‌شود و با جهاد ملی و اسلامی می‌توان امید به تبدیل تهدیدات و فرصتها و ضعفها به قوتها داشت. تا در افق ۱۴۰۴ براساس ابلاغ مقام معظم رهبری، ایرانی توسعه‌یافته با رتبه اول منطقه و مردمی در رفاه کامل اجتماعی و با سلامت در محیطی عادلانه و برابر و هویت ایرانی و اسلامی و انقلابی و توسعه‌ای متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی شاهد باشیم و این امر در صورتی است که دست دولتها و مجالس از خرج کردن بی‌رویه دلارهای نفتی کوتاه گشته و دولتها تنها به فعالیتهای اقتصادی مردم خود وابسته شوند و مدیریتی کارآمد بر منابع مالی و انسانی کشور حاکم شود و باور جمعی مخصوصاً در مسؤولین، اعتماد بنفس همگانی و جایگیزینی تعیین بازده و کنترل آن بجای تعیین فرآیند و کنترل آن در مدیریت تولید علم و تخصیص بودجه حاصل گردد.

۴ـ انتخابات: ایران آزادترین کشور منطقه با تقریباً‌ هر سال یک انتخابات که نشان‌دهنده تعیین سرنوشت ملت بدست خود (مردم) است و ان‌شاءالله مردم روز ۲۴ اسفند را روز حضور آگاهانه و حداکثری در اجرای وظیفه ملی، دینی و انسانی خود خواهند نمود.

ضمن خسته نباشید به همه افراد دست‌اندرکار، از همه مسؤولین اجرایی و نظارتی درخواست می‌نمایم که با سعه‌صدر اسلامی عمل نمایند و در تصمیم خود تجدیدنظر کنند تا ان‌شاءالله همه گروهها و احزاب در چارچوب قانون‌اساسی اطمینان یابند و با توجه شرایط ویژه داخلی و خارجی کشور، مردم را به پای صندوقهای رأی تشویق و هدایت نمایند.

امیدواریم که اصولگرایان با عقلانیت و تدبیر به جبهه فراگیر تبدیل شده و از انحصارگرایی و تنگ‌نظری دوری نمایند و اصلاح‌طلبان و گروههای مستقل که قانون‌اساسی و نظام را قبول دارند و با حضوری فعال در انتخابات صحنه جدی رقابتی سالم را فراهم نموده و انگیزه حضوری حداکثری همراه با بلوغ سیاسی را به نمایش گذارند.

۵ـ حوزه انتخابیه: ابتداء تشکر از دولت و مخصوصاً شخص آقای دکتر احمدی‌نژاد بخاطر ابلاغ شهرستان شدن هفتگل و اندیکا و مصوبات استانی استان خوزستان و شهرستانهای مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا ولی تذکری جدی به مسؤولین اجرایی بابت عدم پیشرفت مناسب این مصوبات و تأثیر منفی آن بر اعتماد مردم. متأسفانه هنوز شهرهای مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا و روستاهای محروم آنها از مشکلات و کمبود آب آشامیدنی، برق، جاده‌های مناسب و مشکل بنزین و گاز مصرفی همراه با پروژه‌های نیمه‌تمام که با عمر ۲۰ و ۳۰ ساله (عزیزان! ۳۰ سال یک پروژه نیمه‌تمام در شهر وجود دارد) و میزان بیکاری بالای جوانان خود روبرو هستند. از دولت به جد می‌خواهم در جهت تسریع و اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام و مصوب سفر استانی که رئیس‌جمهور محترم قول داده و دولت تصویب نموده، اقدام عاجل نمایند.

تذکر جدی به وزیر کشور را دارم که درمورد دخالتهای بعضی از مسؤولین، ائمه جمعه و اعضای شورای شهر و سوءاستفاده از امکانات بیت‌المال در جهت تبلیغ کاندیداهای خاص جلوگیری نموده و به قانون عمل نمایند.

تذکر برادرانه، هم به شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه که در جهت حفظ آبروی روحانیت و جایگاه مقدس نماز جمعه حداکثر دقت و مراقبت را بعمل آورند و آخر کلام کلامی از حافظ که گفت:

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات                    بخواست جامِ می و گفت عیب پوشیدن

به امید اینکه از دروغ و تهمت و افشای عیبهای یکدیگر بپرهیزیم تا نجات یابیم، ان‌شاءالله