تیر
۲۷

اخبار در گوشی هفته

خبرهایی از احتمال تغییر شهردار مسجدسلیمان طی ماه آینده به گوش میرسد.احتمال میرود جلسه یکشنبه در استانداری نیز به منظور همین جا بجایی ها با هاشم پور (شهردار مسجدسلیمان) انجام گرفته باشد. خبرهای در گوشی که در محافل سیاسی پخش گردیده از شهردار با غملک به عنوان گزینه احتمالی آینده برای تصدی این پست حکایت میکند.

برگزاری بی نظیر کنسرت محمد یاوری و امیر فریدون خردمهر در سالن نمره چهل که با استقبال هزاران نفری و بی سابقه مردم مسجدسلیمان و به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت گرفت همیت مسئولین را برای توجه به شادمانی مردم  بیشتر کرد. به نظر میرسد بلیط ۱۵۰۰ تومانی این مراسم حتی به قیمت ۵۰۰۰ هزار تومان هم به فروش رسیده بود که به علت ازدحام جمعیت مسئولین مجبور شدند مراسم را آزاد اعلام کنندومحمد یاوری به علت گرمای سالن در انتهای مراسم به بیرون هدایت شد. به نظر میرسد مردم مسجدسلیمان حق داشتن مراسم شاد را در شهرشان دارند. هر چند عده ای خواهان این موضوع نباشند

شهرداری مسجدسلیمان عملکرد خود را بار دیگر به صورت چاپ ویژه نامه ای ۸ صفحه به نام پیام شهر در مسجدسلیمان منتشر کرد. این ویژه نامه قرار است فردا در نماز دشمن شکن جمعه توزیع گردد





تیر
۲۴

برگزاری کنسرت موسیقی

 محمد یاوری  خواننده سبک جدید موسیقی و امیر فریدون خردمهر خواننده موسیقی پاپ بختیاری قرار است روز چهارشنبه در سالن نمره چهل به احجرای برنامه بپردازند ازمحمد یاوری شب گذشته در مورد این جشن سوال کردم و از من خواست اطلاعات بیشتر را در روز اجرا بر روی صحنه از او بپرسم و به صورت زنده از وی مصاحبه کنم .امیدوارم این خواننده موسیقی مسجدسلیمان همیشه موفق باشد .می توانید بلیط این جشن را از دکه های سطح شهر تهیه نمایید.





تیر
۰۹

شنیدها و خواندنیهای هفته

شنیده ها و خواندنی های این هفته:دمای امروز مسجدسلیمان به بالاتر از ۵۰ درجه رسید که نا گفته از یک دماسنج معمولی پیداست که دمای واقعی خوزستان بیشتر از اینهاست.به نظر شما طبق قانون کار دمای مجاز برای کار کارگران در کشور ما چند در جه است؟ 

 

از شنیده های جالب این هفته و این ماه  میتوانیم به خبرهایی در شهر از سوی اعضای سیاسی اشاره کنیم که فرهنگ دوستان شهرستان و مردم فهیم بختیاری و اعتراضات گسترده در این خصوص گردیده است.و آن هم پیدا شدن نامه ای منتصب به برخی چهره های سیاسی شهرستان است که در آن نامه امضا کنندگان تعهد به چاپ کتابی برای تحریف چهره سردار اسعد بختیاری کرده اند این نامه موج گسترده ای از اعتراضات مردمی قشر های مختلف مردم را به بار آورده است. 

دنباله را بخوانید





تیر
۰۷

کمینگاه دشمن ۱*

 ایرانیان بهرام آبتین 

*هم میهنانم آیا میدانید روزی فرا خواهد رسید که من وشما  برگی از تاریخ پیرامونمان قلمداد خواهیم شد    

 * ایران زنده است  تا فرزندان ایران زمین هستند

تحریف ویژه نامه ی  استانی روزی نامه ایران  در حین سفر ریاست جمهوری،به استان چهار محل لربختیاری ۲*  به تاریخ پنجشنبه  ۲۳ خرداد ۸۷  و نقض آشکار هویت یکی دیگر از اقوام  اصیل ایرانی آریایی نژاد  ( لرهای بختیاری)

   اگر لرهای بختیاری  از نژاد سامی های عرب  بوده و  آریایی نژاد نمی باشند پس تا کنون هیچ آریایی نژادی در سرزمین ایران بزرگ زندگی نکرده و نمی کند !!!

 توطئه  از این قرار است که در تاریخ ۲۳ خرداد ۸۷ آقای احمدی نژاد و هیات دولت جمهوری اسلامی ، در ادامه ی سفرهای استانی خویش برای دومین بار به استان چهار محل لر بختیاری عزیمت نموده که درهمین خصوص  روزی نامه ی ایران ؟! (که ارگان رسمی دولت است) توسط یکی از خبرنگاران اعزامی سرویس اقتصادی نشریه خود، اقدام به نشر ویژه نامه ای جهت انعکاس اخبار این سفر و معرفی بیوگرافی استان با تیتر ((گشتی در چهار محال و بختیاری بام ایران)) که اکثریت ساکنین آن را لر های بختیاری تشکیل می دهند، می نماید. متاسفانه نبود یک پژوهشکده مستقل مردم شناسی برای ارایه ی  فرهنگ  لرهای بختیاری باعث گشته ، تحریف و سانسورهای متعدد در این کشور سابقه تاریخی پیدا کند و دست های پلید تفرقه و بی هویت سازی بیگانگان بد سگال ( به ویژه بریتانیایی ها ) از سال های دور در این پروسه به وفور به چشم بخورد.در همین راستا  بار دیگر چهره ی پلید خود را از درون نهادی با عنوان سازمان میراث فرهنگی کشور آن هم در قلب سرزمینی که به شواهد پر شمار تاریخی، یکی از اقوام اصیل آریایی نژاد در آن سکنی دارند ، به کمینگاه نشسته و قصد سندسازی دروغین ، تحریف و در نهایت تفرقه و بی هویتی ریشه نژادی یکی از اصیل ترین  اقوام  ایرانی را دارند.

دنباله را بخوانید





تیر
۰۵

حلبی آباد شما دولت آباد ما؟!

در زیبا ترین ابر شهرهای جهان هم پیدا میشود جایی که مستضعف ترین قشر یک جامعه به آن پناه میبرند فرقی نمیکند در آلمان شرقی باشی یا در جنوب ونزوئلا یا حتی جنوب تهران همه جا شبیه هم است .اما بعضی جاها خیلی فرق دارد نمیدانم بعضی ها میگویند حلبی آباد اما باور کنید اسمش فرقی نمی کند از حلبی آباد آنها تا دولت آباد ما؟!اما شخصا حس میکنم واقعا دولت آباد را دولت اینگونه بوجود آورد است.بیاید سری به دولت آباد بزنیم جایی که فقط چند کیلومتر ان سو تر از همین شهر شکل گرفته .جایی که روستا نیست چون حدا اقل امکانات یک روستا، آن هم در جامعه امروز ما آب و برق است .اینجا پای پیاده تا جاده یک کیلومتر شاید هم بیشتر راه است.جایی که طاقت راه رفتن را باید از کودکانش یاد بگیریم.جایی که باید، بیاد بیاوریم در گرمای طاقت فرسای خوزستان هنوز عده ای بدون برق و آب زندگی می کنند.برق را ولش کن آب را که حتی بدترین روستا های ما دارایی بی چو نو چرا یشان است.وقتی حلقه های اشک را در چشمان خبرنگاران دیدم فهمیدم از دیدن این صحنه تا زجه های مردم بم هم رفته اند.کودکانی که در این گرما دستهای خود را در میان خاک بازی های این خاکهای پر از عقرب فرو می کنند و کسی چه میداند؟ خانواده هایی که به اعتبار چند بلوک فضای سه جهار متری را ساخته اند.به نام سر پناه با پلیت و کاه گل.بدون برق آب و فاضلاب.و حتی جاده و حتی امکانات اولیه زندگی در جایی که نه نام کلان شهر را میبرد و نه نام ویرانه.دولت آباد نماد دولت آباد نیست.که شاید برعکس نماد دولت ویرانه ای است که دولت بنا کرده است . من برای همه آنهایی که عکس ها را میبینند و ابراز همدردی نمی کنند ابراز تاسف میکنم.که شاید گفته های ما در این باب قلبها و سینه های خاموش را بیدار کند.

عکس ها در ادامه مطلب

دنباله را بخوانید