اخبار در گوشی هفته
خبرهایی از احتمال تغییر شهردار مسجدسلیمان طی ماه آینده به گوش میرسد.احتمال میرود جلسه یکشنبه در استانداری نیز به منظور همین جا بجایی ها با هاشم پور (شهردار مسجدسلیمان) انجام گرفته باشد. خبرهای در گوشی که در محافل سیاسی پخش گردیده از شهردار با غملک به عنوان گزینه احتمالی آینده برای تصدی این پست حکایت میکند.
برگزاری بی نظیر کنسرت محمد یاوری و امیر فریدون خردمهر در سالن نمره چهل که با استقبال هزاران نفری و بی سابقه مردم مسجدسلیمان و به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت گرفت همیت مسئولین را برای توجه به شادمانی مردم بیشتر کرد. به نظر میرسد بلیط ۱۵۰۰ تومانی این مراسم حتی به قیمت ۵۰۰۰ هزار تومان هم به فروش رسیده بود که به علت ازدحام جمعیت مسئولین مجبور شدند مراسم را آزاد اعلام کنندومحمد یاوری به علت گرمای سالن در انتهای مراسم به بیرون هدایت شد. به نظر میرسد مردم مسجدسلیمان حق داشتن مراسم شاد را در شهرشان دارند. هر چند عده ای خواهان این موضوع نباشند
شهرداری مسجدسلیمان عملکرد خود را بار دیگر به صورت چاپ ویژه نامه ای ۸ صفحه به نام پیام شهر در مسجدسلیمان منتشر کرد. این ویژه نامه قرار است فردا در نماز دشمن شکن جمعه توزیع گردد


در زیبا ترین ابر شهرهای جهان هم پیدا میشود جایی که مستضعف ترین قشر یک جامعه به آن پناه میبرند فرقی نمیکند در آلمان شرقی باشی یا در جنوب ونزوئلا یا حتی جنوب تهران همه جا شبیه هم است .اما بعضی جاها خیلی فرق دارد نمیدانم بعضی ها میگویند حلبی آباد اما باور کنید اسمش فرقی نمی کند از حلبی آباد آنها تا دولت آباد ما؟!اما شخصا حس میکنم واقعا دولت آباد را دولت اینگونه بوجود آورد است.بیاید سری به دولت آباد بزنیم جایی که فقط چند کیلومتر ان سو تر از همین شهر شکل گرفته .جایی که روستا نیست چون حدا اقل امکانات یک روستا، آن هم در جامعه امروز ما آب و برق است .اینجا پای پیاده تا جاده یک کیلومتر شاید هم بیشتر راه است.جایی که طاقت راه رفتن را باید از کودکانش یاد بگیریم.جایی که باید، بیاد بیاوریم در گرمای طاقت فرسای خوزستان هنوز عده ای بدون برق و آب زندگی می کنند.برق را ولش کن آب را که حتی بدترین روستا های ما دارایی بی چو نو چرا یشان است.وقتی حلقه های اشک را در چشمان خبرنگاران دیدم فهمیدم از دیدن این صحنه تا زجه های مردم بم هم رفته اند.کودکانی که در این گرما دستهای خود را در میان خاک بازی های این خاکهای پر از عقرب فرو می کنند و کسی چه میداند؟ خانواده هایی که به اعتبار چند بلوک فضای سه جهار متری را ساخته اند.به نام سر پناه با پلیت و کاه گل.بدون برق آب و فاضلاب.و حتی جاده و حتی امکانات اولیه زندگی در جایی که نه نام کلان شهر را میبرد و نه نام ویرانه.دولت آباد نماد دولت آباد نیست.که شاید برعکس نماد دولت ویرانه ای است که دولت بنا کرده است . من برای همه آنهایی که عکس ها را میبینند و ابراز همدردی نمی کنند ابراز تاسف میکنم.که شاید گفته های ما در این باب قلبها و سینه های خاموش را بیدار کند.


