اسفند
۳۰

سال نو مبارک

 

نوروز برای ما ایرانیان نشان سبزی و پاکی و آغازی دوباره است بد نیست جستاری در مورد نوروز را نیز در سایت ویکی پیدا ببینید. این سال را به شما تبریک میگوئیم در چهارمین سال فعالیتمان با هزاران بازدید کننده و هزاران متن نوشتاری در مورد مسجدسلیمان و قوم بختیاری و صدها نمونه عکس و متن دیگر بازم در سال جدید در کنارتان خواهیم بود.سال نو را به شما و خانواده های گرامیتان تبریک میگوئیم

از طرف حسین سریع کار

دبیر پایگاه فرهنگی خبری مسجدسلیمان

و هیئت تحریریه





اسفند
۳۰

مصاحبه اختصاصی سایت ما با بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون به مناسبت نوروز

 

کاش همه چیز مثل شکستن نوک مداد بود!

س: چرا فامیلتون بختیاری:

خوب من از طایفه هفت لنگ و البته پدر بزرگم نیز در شهرستان بختیاری نشین مسجدسلیمان زندگی می کرد. به این دلیل فکر کنم فامیلیم بختیاری.

س:بهنوش بختیاری به عنوان بازیگر در کشور معرفی شده،این اتفاق چگونه افتاد؟

به کلاسهای بازیگری تاتر میرفتم در سال ۷۵ دوره ام تمام شد و در همان موقع یک سریال بازی کردم-خانه قدیمی،داستان یک شهر،روزگار جوانی،معجزه ازدواج،وکیل محله،این زمینی ها یک قسمت،همسفر،و… از جمله کارهایم بود.

س:بین کمدی و درام کدام را بیشتر دوست دارید؟

هر کدام رو به شکل قشنگش دوست دارم.مثلا چارلی چاپلین تاثیر عمیقی روی من می گذارد،بعضی کارهای درماتیک هم هست مثل فیلم جدیدی که خودم بازی می کنم نقش من بسیار دراماتیک است و تاثیر جدیدی بر من گذاشت.

س:اولین بازیتون رو به خاطر دارید؟

هوای تازه به کارگردانی محمد رحمانیان همسر استاد مهتاب نصیر پور

س:مسالیه ای که در مورد شما وجود داره این است که بیشتر در کارهای طنز ظاهر میشوید چرا؟

توی ایران مده هر کی دوبار توی یک کار خوب در می یاد هی میان سراغش و نقشهای همین شکلی بهش میدن

س:برای رهایی از این کلیشه چه کاری انجام دادین؟

من نباید کاری انجام بدم باید کارگردان زحمت بکشد من بازیگرم کارگردان نقش ما را انتخاب می کند،ولی شخصا سعی می کنم نقشهام متفاوت با گذشته باشه.

س:نقطه عطف کارنامه شما؟

نمی شه گفت.تمام کارهام رو دوست دارم و براشون زحمت کشیدم،ولی کارخانه به دوش (آقای عطاران) و همچنین شبهای برره آقای مدیری رابیشتر می پسندم چون بین مردم بیشتر مخاطب داشتند و من هم خوشحال می شوم که مردم به کارهایم توجه کنند و دوست دارم از کارهایم راضی باشند.

س:تلخ ترین خاطره کودکی؟

کاش همه چیز مثل شکستن نوک مداد بود.

س:بهترین رویای دوران کودکی؟

دلم می خواست یک مورچه باشم توی یک هندونه بزرگ زندگی کنم چون محیطش شیرین و خنک بود.

س:بهترین تجربه شما درکار هنری؟

منشی صحنه استاد داریوش مهرجویی در کار مهمان مامان ومنشی صحنه کیانوش عیاری در سریال هزار چشم بهترین تجربه حرفه ای زندگیم بود و کلا ۵ سال منشی صحنه بودن تجربه خوبی بود.

دنباله را بخوانید





اسفند
۲۶

برنامه های ویژه پایگاه فرهنگی خبری مسجدسلیمان به مناسبت نوروز

امسال نیز همچون سالهای گذشته این سایت در نظر دارد به مناسبت نوروز برنامه های را تدارک ببنید و اجرا نماید بسیاری از مطالب نوروز سایت از هم اکنون آماده شده اند و در ایام نوروز در سایت قرار خواهند گرفت از آن جمله می توان به مصاحبه با چند بازیگر مطرح سینما و تلویزیون افرادی همچون بهنوش بختیاری،علی اسیوند و …همچنین درج یک داستان کوتاه ویژه نوروز . اخبار جشن ها و برگزاری مراسمات در مسجدسلیمان طی نوروز و بسیاری از مطالب اینچنینی در طی سال نو اشاره کرد.امیدواریم همچون گذشته کماکان ما را در این مسیر یاری نمائید.





اسفند
۲۴

آخرین پنج شنبه امسال بر مزار سردار اسعد بختیاری

 

در آستانه یکصدمین سالگرد فتح تهران به رهبری سردار اسعد بختیاری و آزادی خواه غیور و دیگر سرداران و سوارن این مرزو بوم قرار است به همت بختیاری های مقیم اصفهان مراسمی در تاریخ  پنجشنبه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۸۷ بر مزار این نامداران واقع در تخت فولاد اصفهان راس ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر برگزار شود در این مراسم همراه با نثار شاخ گل بر مزار سرداران بختیاری  احترام به مقام شامخ این شهیدان مراسم در خوری برگزار خواهد گردید لذا از کلیه عزیزان بختیاری دعوت میکنیم در این مراسم حضور به هم رسانند.





اسفند
۲۳

جشن بزرگ نوروز امسال در مسجدسلیمان

با همکاری سایت ما و به همت و یاری بسیاری از دوستان سه روز در نوروز امسال در مسجدسلیمان قرار است جشن موسیقی بختیاری با صدای خواننده شاد مسجدسلیمانی امیر فریدون خردمهر برگزار شود.بلیط های این جشن قرار است در کلیه مراکز مطبوعاتی و بسیاری از مراکز فرهنگی در شهرستان به فروش برسد .هر گونه سوالی در مورد این مراسم را می توانید از طریق شماره های روابط عمومی به ما اطلاع دهید به عنوان مسئول ستاد تبلیغات این جشن خواهان حضور همه شما در جشن نوروز هستیم.





اسفند
۲۳

برگزاری همایش بازیهای بومی عشایر کشور در مسجدسلیمان

چند روز گذشته به همت شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان همایش بازی های بومی عشایر کل کشور در مجموعه گلف بی بیان برگزار گردید و امروز اختتامیه این مراسم است. گوشه ای از این بازیها و عکس ها را در ادامه با هم مرور میکنیم.

دنباله را بخوانید





اسفند
۱۷

نگاهی به گاه شماری در بختیاری



 

درآمد!

یکی از راههای پی بردن به قدمت ودیرینگی هر قوم وقببیله ای بررسی ساختاری رفتارها و هنجارها وآداب ورسوم مردمان آن قوم می باشد وبررسی مقایسه ای این دستاوردها با دانسته های انسان از کهن الگوها ونیز باورهای جاری در هزاره های تاریخ از سپیده دم آن تاکنون است.

علاوه بر آن از بررسی محدوده جغرافیای زیستی وتاریخی انسانها نیز می توان پی به پیشینه تاریخی اقوام ساکن در ان محدوده جغرافبائی پی برد.

بختیاریها یکی از کهن ترین اقوام ساکن در فلات ایران می باشند که از دیر باز در محدوده جغرافیائی سلسله کوههای زاگرس ساکن بوده اند.

بررسی های باستان شناسی این منطقه به ویژه زاگرس میانی مارا با دنیائی کهن که روایتگر هزاره های گمشده در دل تاریخ می باشند آشنا می سازد.

هزاره هائی که گرچه اندک در خصوص آنها می دانیم اما همین اندک دانسته ها وآنچنان درخشان وخیره کننده اند که نمی توان به سادگی از کنارشان گذشت.

به موازات طلوع تمدن عیلام در زاگرس سیر مدنیت وایجاد سکونت گاه های متمرکز در این حوزه گردید وبه تبع آن جریانهای فکری واعتقادی نیز به وجود امد ونوعی نظام فلسفی واعتقادی قدرتمند در این محدوده حیات خود را آغاز کرد.اما این تمام داستان نیست.

جنگ وستیزهای اقوام ساکن در منطقه میان رودان وبروز پدیده های متعددی همچون مهاجرت وتقابل افکار وعقاید اقوام مختلف به رشد وگسترش این نظام فلسفی کمک نمود پس از طی چند هزار سال تمدن عیلام از نقطه نظر سیاسی با حملات همسایگان واقوام مهاجم دجار بحران گردید .به گونه ای که از بعد سیاسی تمدن عیلام منقرض گردید.علی رغم از میان رفتن این اقتدار سیاسی دستاوردهای مدنی در این محدوده با قدرت هر چه تمام تر به حیات خود ادامه داد.

ظهور آریائی های مهاجر در محدوده زاگرس میانی وهم زیستی با بازماندگان تمدن عیلام وبهره گیری از اندیشه های عالی مد نیت این مردمان به خلق اندیشه های نوین کمک قابل توجهر نمود.

برخی از صاحب نظران محدودۀ جغرافیائی مسجدسلیمان واندیکا را به عنوان یکی از پایگاه های رسمی هخامنشی ها در محدوده انشان دانسته که با اتکا به داشته های بومیان منطقه شالوده های تمدنی جهان گیر را پی ریزی نمودند.

دنباله را بخوانید





اسفند
۱۱

زورگیری در راههای ورودی شهرستان

در چند روز گذشته با خبر شدیم عده ای از اشرار و افراد با سلاح سرد در راههای کم تردد شهرستان اقدام به زورگیری و چپاول اموال مردم کرده اند این اقدام که تا کنون در مسجدسلیمان کمتر مشاهده گردیده است از برنامه ریزی شدن اینچنین مسائل خبر میدهد به نظر میرسد از آنجایی که حضور مهمانان نوروزی طی روزهای آینده شهر مان را بیش از پیش شلوغ خواهد کرد پیش آمد چنین مسائلی سبب بر هم خوردن نظم اجتماعی و تاثیرات مخرب بر سلامت روانی جامعه خواهد داشت.به نظر میرسد حضور نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در برخورد با چنین افرادی باید سریعتر و شدید تر گردد.





اسفند
۰۷

آقایان لطفا خجالت بکشید

جو سازی بر علیه افراد یا گروه ها همیشه وجود داشته و دارد والبته مردم شریف مسجدسلیمان این را به خوبی می دانند خوب پیدا شدن یک گروه یا فردی خاص در این بین که با اهداف مشخص دست به تحریک عده ای بر ضد افراد یا گروه های خاصی میزند نیز در این شهر چیز عجیبی نیست اما؟

در شرایطی که گروه های سیاسی در مسجدسلیمان همیشه ساز خود را بر سینه میزنند  و روزنامه های زرد انعکاس دهنده  افکار و عقاید آنان است دو سایت مسجدسلیمان که با هدف تامین عقاید جامعه سالم و تامین نیاز فرهنگی و اطلاع رسانی صحیح ایجاد شده اند و سالهاست در این زمینه ها فعالیت میکنند مورد هجوم این قبیل افراد مغرض قرار میگیرد. چندی پیش بود که این سایت با موجی از حوادث پیش بینی نشده مواجه شد .تماس های پنهانی با مدیریت سایت تشویش و توهین ،تحریک عده ای برای تهدید و مهمتر از همه چاپ شب نامه در سطح شهر تنها و تنها به دلیل اینکه این سایت نتوانسته بود در خدمت منافع گروههای سیاسی و اشخاصی خاص قرار بگیرد همه و همه مایه تحریک این افراد برای ضربه زدن بر پیکره این بنای فرهنگی شد.همت ما بر این بود که گفتمان آزاد را در این فضا ایجاد کنیم و اگر کسی به قصد توهین مطلبی ارسال کرد جلوگیری کنیم و اگر به قصد سوال و جواب و بررسی بود آن را انتشار دهیم و از مسئولین پاسخ بخواهیم .تهدید های به جایی رسید که حتی قید پاسخ ها را  هم زدیم و تلاش کردیم محیط وب را آلود نکنیم و آنچنان که تلاشمان بود به فرهنگ این شهر کمک کنیم.

سایت رسمی مسجدسلیمان نیز امروز گرفتار همین بلای کج اندیشان شده است. من برای این آقایان چند سوال و جوابو نقد مطرح میکنم.که امیدوارم بشنوند و بگوش جان آویزه گوش نمایند و به مردم عزیز مسجدسلیمان هم عرض میکنیم اگر ما کمی کم کاری میکنیم مشکل از ما نیست مشکل اینجاست که بار سیاسی و انتقاد های هر مطلب به ظاهر کوچک در این سایت تا فیلترینگ ،توهین و نامه های کذایی به ارشاد و وزارت کشور و حتی شکایت به فرماندار و مسئولین در شهر و تا ارسال توهین ها و انتقادها بر دوش ماست.و چه بسا خریدن این همه بار بر روی دوش یکنفر بسیار سخت است در این فضا.

و اما حرف من با ایشان:

آقای عزیز فضای وب فضای دوستانه ایست که در آن انتشار مطالب تنها با یک ایمیل ساده تایید میشود و بسیاری مطالب تنها در جهت بعد فرهنگی آن در اختیار سایر سایت ها نیز قرار میگیرد.

دوست عزیز ودوستان عزیزی که وبلاگی در پرشین بلاگ و میهن بلاگ ساخته اید و مرتب در اس ام اس ها و شب نامه و روزنامه تبلیغ میکنید سایت.دوست عزیز شما که هزینه هاست و دامنه تامین نمکنید  و در محافل نشسته و از مبالغ کلان بابت ساخت سایتتان شکایت میکنید. خداوکیلی خجالت بکشید.

دوست گرامی که مطالب فرستاده شده در سایت توسط مردم در بخش نظرات را زایده افکار و تایپ مسئولین همین سایت ها میدانید .پیگیری ای پی ها فحاشی های شما بر ضد ما و همین افراد در همین سایت از طریق مراجع قانونی کار سختی نیست. اما ما به گفتمان آزاد ایمان داریم .

آقای خبرنگار  هدف والای هر خبرنگار بدست آوردن پول نیست چه بسا که شما این وظیفه را فراموش کرده اید و از بس جیب های خودتان را با پول های گروه ها و افراد  خاص پر کرده اید که شهوت آن چشمتان را کور کرده است.

به شما پیشنهاد میکنم از کارهای خودتان خجالت بکشید هستند دوستانی که نتایج بسیاری از رسوایی های شما را در همین سایت انعکاس داده اند و ما آنها برای جلوگیری از ریختن آبروی افراد انتشار نداده ایم. والبته که میتوانیم به همان آسانی این کار را بکنیم.

آقایان لطفا خجالت بکشید





اسفند
۰۴

چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست؟

اين نامه نه نتيجه احساسات لحظه‌اي و آني بلکه چکيده تجارب فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي يک مدير اجرايي است که تاکنون در مراسم نصب و پرده‌برداري ده‌ها تنديس در ده‌ها ميدان از شهرهاي مختلف اين کشور حضور داشته و همچنان از خود مي‌پرسد «چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست»؟

چندي پيش نامه يک جوان بختياري که همين سؤال را از دکتر محسن رضايي (سمبل مقاومت هشت ساله ملت ايران در دفاع مقدس) پرسيده بود، در وب سايت شخصي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد.

بر خود لازم مي‌دانم از آقاي دکتر محسن رضايي تشکر مي‌کنم که شجاعت به خرج دادند و طعن بدخواهان را به جان خريدند ولي حرف حق و مطالبه عده‌اي از مردم اين کشور را به گوش ديگران رساندند.

من هم به نوبه خود به پرسش اين جوان فکر کردم. چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست. و حالا که نيست، چه ضرورتي دارد که ما بگوييم و بخواهيم؟ جمع بندي خود را به عنوان يک بختياري که سالها در رده‌هاي مختلف مديريت اجرايي اين کشور کار کرده است، بيان مي‌کنم:

سردار اسعد بختياري معروف‌ترين شخصيت سياسي لرها در دو قرن اخير است که در خانواده مذهبي حسينقلي خان ايلخاني بختياري به دنيا آمد. پدرش از شدت علاقه و اصراري که به برپاداشتن نماز شب داشت به «قائم الليل» شهرت دارد و افتخار تأمين هزينه‌هاي هفت ساله کارگاه بازسازي حرم امام علي (ع) در نجف در عصر ناصرالدين شاه قاجار را دارد. 

سردار اسعد فرزند چنين پدري است و از اين رو علي قلي نام گرفت و تا آخر عمرش اجازه نداد در حضورش به او «خان» بگويند چرا که «علي قلي» را بزرگترين عنوان و لقب مي‌دانست و بزرگي را در غلامي علي(ع) يافته بود. تنها لقبي که اجازه مي‌داد به او خطاب کنند، «حاجي» بود؛ آن هم بعد از تشرفش به مکه مکرمه. 

بنابراين در حضورش به او «حاجي علي قلي» و در غيابش «حاجي علي قلي خان امير تومان سردار اسعد دوم بختياري» مي‌گفتند. در به کار بستن عنوان حاجي هم احتياط مي‌کرد و هرگز کلمه حاجي را در امضاي خود به کار نمي‌برد و حريم اين کلمه را پاسداري مي‌کرد و در امضاي اسناد و اوراق و نيز در مهري که ساخته بود، به همان «علي قلي» کفايت مي‌کرد.

به رغم اقامت چند ساله‌اش در اروپا (که به خاطر مطالعه تمدن جديد و نيز مداواي چشمش بود) اصالت فرهنگي و مذهبي و قومي خود را حفظ کرد. هرگز کسي (حتي از مخالفانش که متأسفانه کم هم نيستند) ادعا نکرده که سردار لب به خوردني‌ها يا نوشيدني‌هاي نامشروع زده باشد يا در مجالس آنچناني حاضر شده باشد و يا پا از دايره وفاداري به تک همسر شرعي خود به در برده باشد. هزاران ادعاي ناروا و توهين به او روا داشته‌اند ولي چنين برچسبي نتوانسته و نمي‌توانند بر او بزنند.

وقتي که به دعوت علما و مجتهدين ايران از جمله آقانورالله اصفهاني رهبري جنبش مشروطه خواهان بختياري را برعهده گرفت، به وطن بازگشت و پس از آزادسازي اصفهان با عده زيادي از سواران بختياري عازم تهران شد. در تهران نيز در ميان حمايت‌هاي پر شور مردم و علما استبداد صغير را سرکوب کرد، لياخوف روسي رئيس بريگاد قزاق را وادار به تسليم نمود، پارلمان را بازگشايي کرد و محمدعلي شاه را به محمدعلي ميرزا تبديل کرد و از کشور اخراج نمود. با اين همه علي قلي، «علي قلي» ماند.

مجلس شوراي اسلامي (که در قانون اساسي مشروطه به همين نحو درج شده بود ولي بعداً به ملي معروف شد) به موجب يک مصوبه رسمي، عضويت دائمي مجلس را به وي اعطا نمود. همچنين مقرر شد که پيکر او پس از فوت يا شهادت، در صحن مجلس و در کنار‌تريبون دفن شود تا نمايندگان مردم ايران هر بار که از آزادي نطق در مجلس بهره مي‌گيرند، بياد بياورند که اين آزادي را و نعمت مجلس شوراي اسلامي را به رهبري سردار به دست آورده‌اند. مجلس همچنين تصويب کرد که حمل سلاح توسط سردار اسعد در هر نقطه از کشور حتي در صحن پارلمان آزاد است چرا که پارلمان به مدد اسلحه او آزادي دوباره يافته است. 

همه اينها طي يک مصوبه رسمي از تأييد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گذشت و در قالب يک لوح يادبود به سردار اسعد بختياري اهداء شد.

و جالب‌تر از آن، پاسخ «حاجي علي قلي» بود که گفت: از لطف نمايندگان ملت متشکرم ولي از آنجا که مي‌دانم لطف ايشان فتح بابي خواهد شد که صحن مجلس به گورستان تبديل شود، اين را نمي‌پذيرم و توصيه مي‌کنم به شخص ديگري نيز چنين اجازه‌اي داده نشود. و گفت مرا در کنار پدر شهيدم در تخت پولاد اصفهان دفن کنيد.

امروز هم اگر«حاجي علي قلي» زنده بود، قطعاً در جواب آن جوان بختياري که به دکتر محسن رضايي نامه نوشته بود، مي‌گفت من نيازي به ميدان‌هاي شهرهاي نه چندان آباد و خيابان‌هاي نه بسيار شاد شما ندارم. من فرصت بي نظير خاکسپاري در کنار‌ تريبون مجلس شوراي اسلامي در قلب پايتخت را نپذيرفتم، حال چه نيازي به ميدان‌هاي شهرهاي بي رونق و غم انگيز و حسرت زاي شما دارم؟ پاسخ ما اين است که قبول داريم شهرهايمان کم رونق اند و چندان آباد نيستند و تو به ميدان‌ها و خيابان‌هاي چنين شهرهايي افتخار نمي‌کني و به آنها نياز نداري ولي شهرهاي ما براي آباداني به نام تو نيازمندند.

من به عنوان يک مدير اجرايي مي‌بينم خيابان اصلي شهر تماماً لري ياسوج (مرکز استان تماماً لري کهگيلويه و بويراحمد) به نام ستارخان است و از خود مي‌پرسم پس چه عيبي دارد اگر شوراي شهر تبريز خيابان اصلي شهر را سردار اسعد بنامد؟ آيا چنين رفتار متقابلي، مايه نزديکي فرهنگ‌ها و اقوام و تحکيم عرصه ملي (که در آن، تمام مفاخر ملي الزاماً به طور يکسان مورد توجه و احترام هستند) نمي‌گردد؟ 

دنباله را بخوانید