جای صندوق های کوچک انتخابات برای بچه خالی بود.
نتایج شمارش آرا بالاخره اعلام شد و باور کنید دیروز و دیشب حداقل برای من روز سختی بود حضور مردم روی صندوق های رای و دیدن منظره هایی اینچنین غیر قابل انکار است وبه این دیدگاه که چه کسی اکنون رئیس جمهور شده یا میشود کاری ندارم اما چیزهای قشنگی دیروز بر روی صندوق های رای دیدم که حیفم می آید آنها را بازگو نکنم کاش کنار صندوق های رای بزرگتر ها برای بچه ها هم صندوقی میگذاشتیم و رای آنها را هم همراه رای بزرگترهای میشمردیم نه به این خاطر که بچه هستند آنها را جدا کنیم و نه به خاطر چیزهای دیگر فقط به این خاطر که به بچه ها یاد بدهیم تا یاد بگیرند دموکراسی چیست؟یاد بگیرند روشنفکری یک شبه به دست نمی آید یاد بگیرند یک شبه نمی شود خیلی چیزها را تغییر داد .یاد بگیرند که برای نیل به سوی فردا لازم است اینها باشند. پیروز نشدن موسوی یا آمدن دوباره دکتر احمدی نژاد یک اثر مهم داشت و آن هم این بود که همگی فهمیدیم عوام ما بیشتر به فکر خودشان هستند .من مطمئنم همه بر روی صندوق حاضر بودند و مطمئنم تقلبی واتفاق نادری هم نیفتاده است.اما مطمئنم جای صندوق های کوچک کنار این صندوق های بزرگ خالی است .دیگر برای سبز بودن و سرخ بودن شعار ندهیم بیایید به بچه های کوچکی که پای صندوق می آمدند فکر کنیم شاید روزی آنها هم دستبند سبز ببندند و پای صندوق باییند شاید تا آن روز خیلی چیزها را بتوانیم عوض کنیم اما نمی توانیم مردممان را عوض کنیم. مردم ما فکرشان این بود و همه ما باید به آن احترام بگذاریم هر چند خوشمان نیاید و مزاجمان جور نشود.قبول کنیم این کشور دارد تمرین میکند که دموکراسی چیست ؟تمرین میکند که مشروطیت را درک کند تمرین میکند که خیلی چیزها را بفهمد و تمرینش خیلی خیلی قشنگ است.یاد مشروطیت افتادم اینکه این کلمه مشروطه از کجا آمد؟یک عده ای رفتند در سفارت انگلیس و وقتی بیرون می آمدند همه روشنفکر شدن و شعار مشروطه ،مشروطه سر دادند.نه اینجوری نمی شود باور کنید نه مشروطه مشروطه بشو می شود نه تمرین دموکراسی با سبز سرخ ودموکراسی .دیگر تمام شد و پرونده انتخابات بسته شد .سبز ما هم پارچه سیاه پوشید بس است دیگر دوران سبزی وسرخی هم تمام شد.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده نا خورده که در رگ تاک است






