خرداد
۰۵

چاه شماره هفت

در درب ورودي شركت نفتي سلطنتي بريتانيا نصب است و بر روي آن نوشته:

اين شير چاه هفت مسجدسليمان است كساني كه از منافع سرشار اين چاه براي دولت وقت انگليس اطلاع دارند مي بايست هنگام عبور كلاه از سر خود بردارند و احترام بگذارند





اردیبهشت
۳۰

به مناسبت نود و نهمين سال كشف نفت در چاه شماره NO.۱

صبح آغازين روز ۵ خرداد ۱۲۸۷ در گرماي طاقت فرساي خوزستان و نسيم ملايم آغاز روز در مسجد سليمان ژرژبرنارد رينولدز فرمانده عمليات استخراج نفت در چاه شماره ۱ با صداي مهيبي از خواب برخواست. فوران به يكباره چاه شماره ۱ كه در ارتفاع ۳۶۰ متري ( ۱۱۷۹ پا) به نفت رسيده بود آغاز چپاول انگليس از منابع سرشار نفت جنوب بود. دارسي كه او را پدر نفت خاورميانه مي‌نامند هفته هاي قبل از آن به دليل موقعيت پيش آمده براي حفاران و شكست هاي پي‌در پي آنها در چاه ماماتين و چاه هاي ديگر دستور پايان دادن به اكتشاف نفت را به دليل پايان يافتن منابع مالي اين طرح به فرمانده استخراج نفت ژرژ برنارد رينولوز اعلام مي‌كند. رينولوز در تلگرافي كه مي‌داند زمان زيادي طول خواهد كشيد كه به انگليس برسد خبر اكتشاف نفت را با عباراتي كه از كتاب مقدس گرفته بود به رمز مي‌فرستد. اين تلگراف اولين سند پس از اكتشاف نفت در اولين و غني ترين منبع نفتي خاورميانه است. چاهي كه از آغازين روزهاي حياتش حدود ۳۶۰۰۰ ليتر يا ۸۰۰۰ گالن در روز نفت براي كشتي هاي انگليسي ناوگان دريايي بريتانيا تأمين كرد. نفتي كه در واقع پيشرفت صنعت انگليس با آن تضمين شد. تنها چند سال پس از آن بود كه ده ها چاه نفت در فاصله هايي كمتر از ۳۰-۲۰ كيلومتر نزديك چاه اصلي حفر شد. چاه هايي كه اكنون جز خاموشي در مناطق مختلف مسجد سليمان زادگاه اولين چاه نفت خاورميانه چيز ديگري بر آيندگان ندارد. چاهي كه در سكوت خودش حرفهاي بسياري براي گفتن دارد. امروز نود ونهمين سالگرد كشف نفت در اولين چاه نفت خاورميانه و آغاز صنعت استخراج طلاي سياه در ايران و خاورميانه است. چاهي كه امروز به نام چاه شماره يك يا نمره يك در محله اي به همين نام در مسجد سليمان در پشت ساختمان قديمي شهرداري قرار دارد و اكنون پس از سالها سكوت به شكل يك موزه زنده در خاورميانه درآمده است. هر كدام از شيرها و لوله هاي اين چاه نفت فارغ از ارزش تاريخي آن از نظر مديران ارشد اغلب شركتهاي نفتي جهان از نظر تكنولوژي ساخت آن در آن زمان منحصر به فرد هستند. در واقع هر كدام از اين سرشيرهايي كه بر روي اكثر چاه هاي مناطق مختلف در مسجد سليمان نصب است و مربوط به ده‌هاي پاياني سالهاي قرن گذشته هجري شمسي است. نمونه هاي مختلف اين چاه ها اكنون در گوشه و كنار اين شهر پخش است در محله نمره چهل كه چهلمين چاه در آنجا حفر شده و اكنون خاموش است و محلات مختلف شهر به همين شكل اما يكي از زيباترين اين شاهكارها در جايي است كه باور آن سخت است در مقابل شركت نفتي سلطنتي انگليس شيرچاه شماره هفت نصب است و جالب است كه بر روي آن نوشته شده بود اين شير چاه شماره هفت مسجد سليمان است. كسانيكه از منافع سرشار ناشي از حجم توليد نفت اين چاه اطلاع دارند لازم است هنگام عبور از مقابل آن به پاس احترام كلاه از سرخود بردارند» منافعي كه اين چاه براي دولت وقت انگلستان داشت قابل برآورد نيست. امروز ۹۹ سال از كشف نفت در مسجدسليمان كه روزگاري مهد تمدن و آغاز صنايع و پيشرفت در اين كشور بود مي‌گذرد. شهري كه ۹۹ سال از تولدش مي گذرد شهري كه شباهت به شهر صدسالگي رمان ماركز دارد. تا شهري كه هجوم يك باره كمپاني نفت به جاي موز آن را به پيشرفت رساند. و يك شبه در خواب عميق فرو رفت. امروز در آغاز صدمين سال كشف به مسجد سليمان اگر سر بزنيد نه از اولين تصفيه خانه فاضلاب كشور خبري است نه از اولين لوله كشي آب در خاورميانه. شهري كه تجربه هاي سختي را پشت سرگذاشته و امروز ۹۹ سالگي خودش را جشن مي‌گيرد امروز روز نفت نيست روز مسجد سليمان است روز تبحر انگلستان در چپاول منابع سرشار نفت و جايي كه آدم مي‌تواند يك شبه رشد و صنعتي شدن و سپس زوال و افت آن را در كنار هم ببينيد. خانه هايي كه از نسل تكامل وارداتي انگليس برجاي مانده اند و بيشتر شبيه خانه هاي آينده‌اند با داشتن انواع امكانات رفاهي و خنك كننده در بيش از ۸ سال پيش در جايي كه در تهران حتي خانه هاي اشراف چراغ روشنايي نداشتند. شهري كه فاضلاب شهري آن نزديك به ۹۰ سال پيش آغاز به كار كرد و امروز در سطح شهر راه مي‌رود. شهري كه اولين لوله كشي آب صنعتي را داشته است اما امروز بيشتر مناطق آن با بحران بي آب دست و پنجه نرم مي‌كنند. آري اينجا ۹۹ سال در حال مرگ است پوسته اين شهر هر روز شهر را مي‌لرزانند. اما مردمانش هنوز زنده اند چه با نفت و چه بدون نفت! هرچه كه باشد اينجا شهر نفت است. و توريست هاي بسياري همواره به آن سرازير مي‌شوند تا رشد آن را ببينند. برنامه هايي براي نگاه به جذب اين توريست ها شده جايي كه مي‌توان با فروختن ۲۵۰ سي سي از نفت خام همان چاه شماره يك به قيمت ۱ تا ۲ دلار به عنوان يادبودي از اولين چاه نفت خاورميانه درآمدي بالغ بر فروش دهها بشكه نفت را از بازديدكننده هاي خارجي و داخلي جذب كرد. جايي كه مي‌شود با ساختن يك هتل يا يك موزه زيباترين شاهكارهاي نفتي جهان را كه در موزه زنده مسجد سليمان هر روز از كنارشان رد مي‌شويم نگهداري كرد. كسي نمي‌داند كه شير يك چاه نفت مسجدسليمان چه قيمتي دارد. چرا كه هر شيره فقط و فقط يك بار و براي يك چاه و با دقيق ترين تبحر دست در كارخانه هاي آن زمان ساخته شده و مثل يك ساعت سوئيسي به مسجد سليمان حمل شده اند شايد زمان آن باشد سوي به اسناد كتابخانه ملي و مجلس داشته باشيم وتصوير تلگراف ها و نامه هاي دادرسي و قرارداد آن را از نظر بگذرانيم و بفهيم كه در هيچ كجاي اين قراردادها سخني از قطع درختان منطقه به بهانه استخراج نشده شده بود. درك اين موضوع كه مي‌تواند به گرفتن غرامتي سنگين از شركت ملي نفت انگليس براي آلوده ساختن مناطق نفتي در طي ساليان استخراج نفت در شهرهاي جنوبي بدل شود. به هر حال چه كسي به اين حرفها فكر مي‌كند، همه ما مي‌فهيم مسجد سليمان شهر اولين چاه نفت خاورميانه است و امروز در ۹۹ سالگرد آن مراسمي اين شهر برگزار شد و از فردا دوباره بشكه‌هاي نفت اين شهر از چاه هاي ديگرش استخراج مي‌شود چه فرقي مي‌كند چاه شماره يك هنوز نفس بكشد يا خاموش باشد ما تا زماني كه نفت داريم قدرش را نمي‌دانيم. و اين چاه مي‌داند كه آيندگان او را چگونه شرمسار خواهند كرد. سالروز نود و نهمين كشف نفت در چاه شماره NO.۱ در مسجد سليمان گرامي باد. حسين سريع كار دبير پايگاه فرهنگي خبري مسجد سلميان در شبكه جهاني اينترنت www.mismycity.com





اردیبهشت
۲۹

“خداحافظی”

سلام
 خاطرات تحصیل در مقطع راهنمایی برای من پر از لحظاتی هست که با حسین سریع کار عزیز گذشتند. لحظاتی زیبا. خیلی هم دوستش دارم. بعد از حدود ۷ سال دوری، دیدمش و توی این سایت با هم برای شهرمون نوشتیم، البته خب حسین پرکارتر و بهتر هست، مثل همیشه.
اما این روزها دیگه نمیتونم ادامه بدم. تاب و توان موندنم نیست و باید رفت و میزبانی این جا رو ترک گفت.
و این کلمات زیبا رو هم برای سخن خداحافظی تقدیم میکنم به آنان که خواننده ی این پست هستند؛

ب
سا كسا كه زانو به زانوي ما دارد و از ما به هزار فرسنگ است
و  بسا كسا كه از ما به هزار فرسنگ است اما گويي زانو به زانوي ما دارد…
                                                                                                    ”رساله انصاري”با آرزوی بهترین ها برای حسین عزیز، شما دوستان و آنان که دوستشان دارم
با آرزوی بهترین ها برای مسجدسلیمان و مسجدسلیمانی
با آرزوی بهترین ها برای ایران و ایرانی





اردیبهشت
۲۰

کاندیدای مردمی اندیشمندان مسجدسلیمان

این روزهای اس ام اس های زیادی به دست من از بسیاری از نقاط میرسد که از جناب آقای فرشید خدادیان برای شرکت در انتخابات مجلس دعوت به عمل آورده اند .شنیدم جمعی از دانشجویان دانشگاه شوشتر و اساتید دانشگاه مسجدسلیمان هم از این حرکت استقبال کرده اند. من از دوست و وبلاگ نویس خوب شهرمان استاد فرشید خدادیان هم در این مورد پرسیدم و ایشان این امر را بنا بر مصلحت و دیدن شرایط دانستند .هر چند وجود یک چهره کاملا دانشکاهی و مورد قبول جامعه دانشگاهی و نویسنده ای قابل و آشنا با شرایط کنونی در راس هرم قدرت در شهر ما حس می گردد . اما باید نشست ودید که آیا جامعه سنتی مسجدسلیمان گذر از سنتی شدن را تجربه خواهد کرد. شرکت آقای خدادیان در این انتخابات ونتایج آن شاید پاسخ به این پرسش بزرگ باشد .امیدوارم دوست واستاد بزرگوار آقای فرشید خدادیان در راهی که در پیش گرفته اند موفق باشند





اردیبهشت
۲۰

باشگاه استقلال مسجدسلیمان تقاضای کمک های مردمی نمود

شنیدیم باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال  مسجدسلیمان جهت ادامه فعالیت های ورزشی خود نیاز به مشارکتها و کمک های مردمی همه هموطنان و و ورزش دوستان مسجدسلیمانی در سراسر جهان دارد.لذا روابط عمومی این باشگاه از کلیه علاقمندان به ورزش و باشگاه استقلال مسجدسلیمان در خواست کرد کمک های نقدی خود را به حساب۴۸۰۰/۳۳ نزد بانک سپه شعبه مرکزی مسجدسلیمان واریز نمایند .امید است این حرکت کمکی باشد در راه شکوفایی ورزش شهرستان





اردیبهشت
۱۶

علی اشرف درویشیان در بستر جراحی

استاد درویشیان را از سالهای نوجوانی می شناسم . با از این ولایت و مجموعه مقالات و شخصیت حقیقی یکی از داستانهایش : نیاز علی ندارد!

نوجوانی در محله نمره هشت مسجدسلیمان گذشت و حال و هوایی شبیه داستانهای درویشیان در از این ولایت و نیاز علی کسی بود که بارها برایش گریستم و آرزو می کردم ای کاش در کنارش بودم تا یاری اش کنم تا زنده بماند ….

و امروز راوی حکایت نیاز علی خود در بستر بیماری است.به گفته‌ی خانواده‌ی این داستان‌نویس پیشکسوت،‏یک عمل جراحی‏ برای کاهش و نیز رفع فشارهای شدید روی مغز وی صورت گرفته، که با موفقیت انجام شده است و در حال حاضر در وضعیت بهتری به‌سر می‌برد و بی‌هوشی کاملا رفع شده است.

درویشیان همچنان در بخش مراقبت‌های ویژه (آی‌.سی‌.یو) بیمارستان ایرانمهر بستری است؛ و به‌گفته‌ی خانواده، مشکلاتی که قبلا وجود داشته‌اند، تا حد زیادی مرتفع شده‌اند.

علی‌اشرف درویشیان از دوشنبه‌شب گذشته بر اثر پاره شدن رگ‌های سمت راست مغز، به‌علت فشار خون بالا، در بیمارستان بستری شده است.

شهناز دارابیان ـ همسر این داستان‌نویس ـ روز گذشته به خبرنگار ایسنا گفت: صبح روز دوشنبه (۱۰ اردیبهشت‌ماه) متوجه حالتی در چهره‌ و لبخند او شدم و بلافاصله به یکی از دوستان‌مان که پزشک بود، زنگ زدم. البته اورژانس هم بلافاصله رسید، که فشار علی‌اشرف روی ۱۸ بود. او را به بیمارستان شهید رجایی کرج منتقل کردیم، و بعد از گرفتن اجازه‌ از متخصص داخلی مغز و اعصاب، او را به بیمارستان ایرانمهر تهران آوردیم.

وی در ادامه با اشاره به روند بهبود نسبی همسرش، ‌افزود: پنج‌شنبه‌شب با من حرف زد و در طول دوران بیماری هم اصلا به کما نرفت.

به‌گفته‌ی او، پزشک معالج درباره‌ی زمان انتقال درویشیان به بخش عمومی و ترخیص، هنوز چیزی نگفته است. به گفته‌ی خانواده‌ی این داستان‌نویس پیشکسوت،‏ این عمل جراحی‏ برای کاهش و نیز رفع فشارهای شدید روی مغز صورت گرفته، که با موفقیت انجام شده است. او همچنین در حال حاضر در وضعیت بهتری به‌سر می‌برد و بی‌هوشی کاملا رفع شده است.

درویشیان همچنان در بخش مراقبت‌های ویژه (آی‌.سی‌.یو) بیمارستان ایرانمهر بستری است؛ و به‌گفته‌ی خانواده، مشکلاتی که قبلا وجود داشته‌اند، تا حد زیادی مرتفع شده‌اند.

علی‌اشرف درویشیان از دوشنبه‌شب گذشته بر اثر پاره شدن رگ‌های سمت راست مغز، به‌علت فشار خون بالا، در بیمارستان بستری شده است.

شهناز دارابیان ـ همسر این داستان‌نویس ـ روز گذشته به خبرنگار ایسنا گفت: صبح روز دوشنبه (۱۰ اردیبهشت‌ماه) متوجه حالتی در چهره‌ و لبخند او شدم و بلافاصله به یکی از دوستان‌مان که پزشک بود، زنگ زدم. البته اورژانس هم بلافاصله رسید، که فشار علی‌اشرف روی ۱۸ بود. او را به بیمارستان شهید رجایی کرج منتقل کردیم، و بعد از گرفتن اجازه‌ از متخصص داخلی مغز و اعصاب، او را به بیمارستان ایرانمهر تهران آوردیم.

وی در ادامه با اشاره به روند بهبود نسبی همسرش، ‌افزود: پنج‌شنبه‌شب با من حرف زد و در طول دوران بیماری هم اصلا به کما نرفت.

به‌گفته‌ی او، پزشک معالج درباره‌ی زمان انتقال درویشیان به بخش عمومی و ترخیص، هنوز چیزی نگفته است.

از وبلاگ استاد فرشيد خداديان