شهریور
۰۶

دالو

دالو پره چوبی را گردوند و پرید روی گرده خیال

جرخید و جرخید ، دور خاطرات دور و نزدیک

جرخ اول : قهقه کودکی و کوچ از رگ مُنار، پرده ی سبز و امامزاده و درخت کنار

چرخ دوم : جوانی و بهار ، گلهای رنگارنگ قالی و فصل کار ابر یک دست ، آواز برزگری ، دوشادوش مردان داس به دست

چرخ سوم شادی و غم ، قار قار کلاغ ، دوری از خانه پدری ، دل بردن به یک همدم ، سوار الاغ

چرخ چهارم : ۹ ماه انتظار زیر فشار کوهی از هیمه و بار

چرخ پنجم : در انتظار سرانجُم ، پایان روز ، غروب ، تکیه بر ستون کتل ، با درد سینه سوز

چرخ ششم : چُل سرد ، بار سُهر ، بهونِ بیاستیم

چرخ هفتم : پره از حرکت ایستاد ، انگشت چروکیده لابلای گلوله ی پشم پیر زن را از اسب راهوار خیال به زیر کشید ، چشمش به پایین تپه افتاد چند نفر با کلاه ایمنی بیل و کلنگ

دالو به جَلد یک پیاله آب و یک لیمو امانی به درون کماچ روی والور اضافه اضافه کرد . عمله ها همچنان در حال بالا آمدن از تپه . دالو در انتظار عمله ها از لابلای دود سیاه والور . والوری که از فروش نفت سیاه عایدش شده بود . نفت سیاه نه از نوع ملی که از نوع تفاله های سیاهی که از سراشیبی جاده خاکی از لابلای چیره سنگی بدون ملات ، به گودال میون خونش سرازیر می شد . گودالی که برای امرار معاش برای ادامه حیات عین یه زخم چرکین وسط حیاط روز بروز َعمیق و عمیق تر می شد حالا دیگر عمل آب به نفس بالای تپه ی نفتون ، به نزدیک چینه سنگی رسیدند . دالو سلام داد . علیکی نگرفت .

کاغذی به دالو نشان دادند اما او خندید و خندید چرا که سواد نداشت .

بیل و کلنگها در هوا پیچیدند و چینه بر زمین غلطید .

پیرزن دستش درون کماچ از حرکت ایستاد .

عمله ها به گودال نزدیک و نزدیک تر شدند . بوی تند نفت و گاز از درون گودال همچنان به مشام می رسید .

اگر چه دیگر سالهاست خبری از چینه سنگی و نه خبری از جاده خاکی و نه خبری از تفاله سیاه پاشیده روی جاده نیست و نه دیگر خبری از دالو .

حمید حیدری سورشجانی

مدیر آموزشگاه آزاد هنری هنرهای نمایشی بازندک





مرداد
۲۵

قافله بختیاری حرکت کرد

اولین شماره نخستین ماهنامه سیاسی –اجتماعی قوم بختیاری تا پایان هفته اینده در دکه های روزنامه فروشی استانهای زاگرس نشین توزیع خواهد شد این نشریه به مدیر مسئولی جناب استاد ارزانی و زیر نظر شورایی از نویسندگان مجرب اداره می گردد. وبنده حقیر هم به عنوان طراح و گرافیست در کنار این گروه قرار دارم امیدوارم تلاش این مجموع مورد قبول واقع گردد. انشاالله





مرداد
۲۱

همایش بزرگ ایل یار بختیاری

روز جمعه مورخ نوزدهم آبان هشتاد و شش چمن زار منطقه چغاخور میزبان هزاران نفر از دوستداران فرهنگی بختیاری بود . این سومین همایش و گردهمایی فرهنگی ایلیاتی بود که به همت و تلاش آقای رضا مرادی خانی آبادی مدیر عامل مؤسسه ایل یاران بختیاری و دبیر جشنواره برگزار می گردد .

روزها و ساعت ها کار و تلاش مداوم و هماهنگی با دستگاههای اجرائی علی رغم پراکندگی جغرافیایی دوستداران فرهنگی بختیاری موجب شد تا شادی و شعفی وصف ناپذیر در چهره شرکت کنندگان هویدا باشد . آنها عموماً از تمامی شهرهای استانهای همجوار حضور یافته بودند تقریباً همه شهرهای استان اصفهان – چهارمحال و بختیاری ، خوزستان ، لرستان ، کهگلویه . . .

آغاز برنامه رأس ساعت ۱۴ با تلاوت قرآن مجید آغاز شد ، سپس گروه پرچم ( آقایان اسفندیار حسنی و حمیدرضا سلطانی ) به اتفاق کودکان خردسالی که ملبس به لباس محلی و سنتی بختیاری بودند پرچم جمهوری اسلامی ایران را همزمان با پخش سرود جمهوری اسلامی به اهتزاز درآوردند . سپس ﺣﺟﺔ الاسلام و المسلمین ممبینی از فعالان عرصه فرهنگ بختیاری ضمن تبریک مبعث رسول اکرم (ص) به حضار با سخنان مبسوطی لزوم توجه به فرهنگ غنی و بومی و ایلیاتی را به مسئولین و دست اندرکاران و رشد نظام یادآوری نموده و تنها راه مبارزه با فرهنگ مشی بیگانه را توجه به فرهنگ بومی دانست ولی ضمن بیان وقایع تاریخ مشروطیت و دوران معاصر نقش بختیاری را در مشروطه و برقراری نظام دموکراسی در ایران برشمرد و ایثار و نقش آفرینی دلاور مردان غیور بختیاری در جبهه های نبرد ۸ سال دفاع مقدس را نمونه بارز وفا داری این ایل و ( مرزبانان ) به شیعه علی (ع) دانست . سپس آقای کورش اسدپور از خوانندگان نامی بختیاری به یاد مرحوم بهمن علاالدین با همراهی استاد علی حافظی بیرگانی نوازنده نی که همیشه همراه گروه مرحوم بهمن علاءالدین نوازندگی می کرد . قطعه آوازی را اجرا نمودند – ادامه برنامه بیان اشعار در اندرزهای تاریخی به گویشی بختیاری را توسط استاد علی موری از شاعران و مورخین معاصر بختیاری همراه بود و سپس کنسرت آقای دیدار محمودی به اجرای قطعات موسیقی بختیاری پرداختند . اجرای برنامه شاهنامه خوانی توسط آقای نوربخش احمدزاده و فرزند دختر ۸ ساله وی نیوشا احمدزاده توجه همگان را جلب نمود و موجبات تحسین حضار قرار گرفت . ساز و دهل محلی بختیاری با سوارکاری توسط امیر فرهادی از سوارکاران جوان و ماهر زیبایی جشنواره را افزون بخشید .

سپس آقای دکتر مرتضوی نماینده مجلس شورای اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت و ضمن بیان توصیه هایی جهت ارتقاء یا فرهنگ بومی بختیاری از برگزاری جشنواره های محلی اعلام حمایت نمودند . سید عباس موسوی نماینده اسبق شهرستان ایذه در محفل بیانات مبسوطی را ایراد فرمودند . کنسرت آقای داریوش اسکندری ، اهداء تندیس جشنواره سالیانه ایل یار به ۳ نفر از فعالان عرصه فرهنگ بختیاری به آقایان علیحافظی بیرگانی – کورش اسدپور و عبدالعلی خسروی اختصاص یافت

ادامه این مطلب و عکس های این مراسم

دنباله را بخوانید





مرداد
۲۰

آثارباستانی رامهرمز

شاید بسیاری از شما داستان کشف آثارباستانی را در رامهرمز شنیده باشید .امروز عکس قسمتی از این آثار را برای اولین بار و قبل از تمامی وب سایت ها و خبرگزاری ها در سایت قرار دادم.بسیاری از این آثار را هیچ قیمتی نمی توان بر آنها نهاد. ارديبهشت ماه امسال حين عمليات لوله‌گذاري براي اجراي يك طرح عمراني در شهرستان رامهرمز در شرق خوزستان بلدوزرها به دو آرامگاه باستاني برخورد

كردند كه اين برخورد منجر به كشف يك گنجينه باستاني در اين محوطه شد

دنباله را بخوانید





مرداد
۲۰

ستاد یادواره شهدای مسجدسلیمان

از آنجا که قرار است یادواره سرداران ویک هزار شهید شهرستان مسجدسلیمان در آبان ماه برگزار شود .ستاد یادواره شهدای مسجدسلیمان ار همه کسانی که به نوعی می توانند در حفظ نام این عزیزان کمک نمایند و یا سندی یا وصیت نامه و یا عکس در اختیار دارند به این ستاد مراجعه نمایند.





مرداد
۱۸

من در كوهستاني سرسخت به دنيا آمده­ام

نام خانوادگي من نام منطقه­اي از ايران باستان نيز هست، منطقه­اي كوهستاني، سرسخت كه بر دامنه كوه­هاي زاگرس در جنوب غربي كشور گسترده شده است. چنان دور از دسترس است كه حتي از هجوم اسكندر مقدوني نيز در امان ماند. اسكندر براي رفتن به هندوستان ترجيح داد تمام اين رشته كوه­ها را دور بزند ولي نيروهايش را در آن منطقه به مخاطره نياندازد. در آن زمان هم منطقه به نام ايل بختياري كه افرداش ساكنين محل را تشكيل مي­دادند، خوانده مي­شد. بختياري­ها از نژاد لرند و تعدادشان حدوداً به يك میليون و نيم مي­رسد، و يكي از پیشرفته ­ترين قبايل ايران را تشكيل مي­دهند.

خاندان من يكي از قديمي­ترين تیره های بختياري است. هفتصد سال پيش، سعدي شاعر بزرگ ايراني در باب پنجم بوستان در حكايتي كه با بيت:

بلند اختري نام او بختيار

قوي دستگه بود و سرمايه­دار

آغاز مي­شود؛ به ايل ما اشاره دارد.

من در آنجا ميان دو كوه كلار و سبزه كوه كه هر كدام بيش از چهار هزار متر ارتفاع دارد، در دامان طبيعتي كه بر آدمي چیره است، زير برف و باران و باد به دنيا آمده­ام. آب و هواي آنجا آب و هواي صحرایی است. در آنجا آدمی سينه به سينه­ي آسمان است و هنگام شب سنگيني ستاره­ها را بر پلك چشمهای خود حس مي­کند.

ما از چهار قرن پيش فرمان و عنوان افتخاري حكمراني استان را داريم. نياكان من همراه نادر شاه كه در سنه ١٧٣٦ ميلادي، يعني پس از شكست دادن تركان در همدان و بيرون راندن سلسله افغانيان، بر تخت سلطنت نشست، جنگيده­اند. ولتر از نادرشاه با لحني درشت و ناملايم سخن گفته است و بايد تصديق كرد كه اين پادشاه در اواخر سلطنتش با خودكامگی و خشونت حکمروایی کرد.

كلمه «بختيار» نشان از بلندي ستاره بخت دارد و ياري اقبال. اجداد من با پيروزي­هاي مكرر در افغانستان و هندوستان، بامسما بودن اين نام را به محك تجربه زدند. در اين هر دو كشور، هنوز عده­اي با نام بختيار زندگي مي­كنند، همه خويشان بسيار دور منند كه در ممالكي كه بر آن فاتح شده بودند خانه گزيدند. به عنوان مثال و محض نمونه، من و وكيل مدافع زبردست علي بوتو، رئيس جمهور سابق پاكستان، هر دو از يك ريشه­ايم.

اصل و نسب من بدون هيچ ترديد ایلیاتی و فئودالي است. سرزمين ما تا همين اواخر از سلطه دولت مركزي نيز به دور بود و خانواده ما تا زمان تدوين قانون اساسي ١٩٠٦، بدون وقفه در سطح محلي صاحب نفوذ و قدرت بود و از مشروطیت به بعد، در سطح مملكتي به قدرت و نفوذ رسید.

در زمان پادشاهي سلسله قاجار (از ١٧٩٤ تا ١٩٢٥)، رسوم فئودالي با قاطعیت رعايت و اجرا مي­شد. جد بزرگ من، در صدد توسعه قلمرو ايلش بر آمد كه در زمان او نسبت به گذشته محدودتر شده بود. وي از دو سو به اين كار پرداخت؛ يكي از طرف شمال شرقي به سمت شهر اصفهان و ديگر از طريق جنوب غربي در جهت اهواز.

ولي او در عين توسعهٌ ميراث گذشته در فكر گشودن روزنه­هاي آينده نیز بود، به سوی دنياي خارج. براي آن عصر فكري بكر به سر داشت؛ و آن برقراري تماس با اروپائياني بود كه به ايران مي­آمدند. اين موضوع مصادف است با زمان سفارت كنت دو گوبينو از طرف كشور فرانسه در تهران.

كنت دو گوبينو نويسنده مشهور «رساله­اي درباره نابرابري­هاي نژادهاي بشري»، طی اين مأموريت در حقيقت به قلب موضوع رساله اش پا گذاشته بود، زيرا ايران یعنی «سرزمين آريائيان».

دنباله را بخوانید





مرداد
۱۸

کُجِنی ؟

کُجِنی  ؟

وایَه داره دِلِ تَنگُم که بِوینِت کُجِنی ؟

     چی قَراوُل مِنه رَه مَنده کَمینِت کُجِنی ؟

 

نه نِهِنگی که بیُفته نفسُم مِن نَفَسِت

یا دَسُم چی گُلی از شاخه بچینِت کُجِنی ؟

 

یَه پَسین دل بِده سی هُم نَفسیمون بِتُرُک

تا دِلِ جا بُکُنُم سی بِنِشینِت کُجِنی ؟

ای اِمُمزاده هر لیوه دِلخینِ کَلو

که دَخیلِ دِلِ بَهسُم وَ سِتینتِ کُجِنی ؟

 

تُرِ رَهتَ خُ نَدونِه دِلِ پَی دَونِه زَمَند

اَندَی از ئی سَفرِ رَهده اِپینِت کُجِنی ؟

 





مرداد
۱۴

منشور کورش هخامنشی

رضا مرادی غیاث آبادی

برگرفته از ویــرایــش تـازه و چاپ پـنجم كـتاب «منشور كورش هخامنشی» به زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی (تهران ۱۳۸۴/ چاپ نخست ۱۳۷۷) از همین نگارنده.

پیشگفتار

منشور كورش هخامنشی، كهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و كشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار می‌كرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوكننده رفتار نیك كورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاك سرزمین‌ها، كه با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی كه باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛ مردمانی كه نیازمند دانش و فن‌آوری كشورهای دیگر باشند؛ شكست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شكسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟

* * *

در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال كاوش‌های گروه انگلیسی در شهر باستانی بـابِـل در میاندورود (بین‌النهرین) استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی كـلدانی به نام «هرمز رسـام» پیدا شد كه امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.

بررسی‌های نخستین نشان می‌داد كه گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هایی به خط و زبان بابلی نو (اَكَـدی) در برگرفته است كه گمان می‌رفت نبشته‌ای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد. اما بررسی‌های بیشتری كه پس از گرته‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد كه این نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان كورش بزرگ هخامنشی (۵۵۰-۵۳۰ پ‌م.) و به هنگام ورود به شهر بابل نویسانده شده است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (۱۳۸۴) ۲۵۴۵ سال می‌گذرد.

شكل ظاهری این فرمان، به مانند استوانه‌ای دیده می‌شود كه میانه آن قطورتر از دوسوی آنست. انتشار و ثبت فرمان‌ها و یادمان‌های رسمی بر روی استوانه گِلین و نیز بر روی لوحه‌های مسطح، از سابقه‌ای دیرین در ایران و میاندورود برخوردار بوده، كه گونه استوانه‌ای آن نسبت به بقیه، پایداری و دوام بیشتری داشته است. بی‌تردید این فرمان در نسخه‌های متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نویسانده شده بوده كه امروزه تنها یكی از آنها به دست آمده است.

استوانه كورش آسیب‌هایی جدی به خود دیده است. بسیاری از سطرهای آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل خواندن نیستند. نبشته‌های بخش‌های آسیب‌دیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن می‌توان تا حدودی بازسازی كرد كه در این بازسازی نیز، بی‌گمان احتمال اشتباه‌هایی وجود دارد. بدین لحاظ و نیز به دلیل اینكه در خوانش و ترجمه نبشته‌های بابلی، هنوز نیز اتفاق نظر وجود ندارد؛ متن منشور كورش در ترجمه‌های گوناگون به تفاوت‌هایی دچار آمده است. با این نگرش، هیچیك از ترجمه‌‌های امروزی كتیبه، معادل دقیق معنای عبارت‌های اصلی آنرا ارائه نمی‌كنند. استناد به محتوای كتیبه و به ویژه كلید‌واژه‌ها، می‌بایست با دقت و وسواس بسیاری صورت پذیرد. بی‌تردید استناد به كتیبه هنگامی با اطمینان بیشتری ممكن می‌شود كه واژ‌ه یا مفهومی خاص، در بیشتر پژوهش‌ها به گونه كم‌وبیش یكسانی برگردان شده باشند.

در دانشگاه «ییل» (Yale) كتیبه كوچك و آسیب‌‌دیده‌ای نگهداری می‌شود كه ریشارد بِرگِر در سال ۱۹۷۵ آنرا بخشی گمشده از استوانه كورش دانست. این بخش توسط همو به كتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر پایانی فعلی آنرا تشكیل می‌دهد ( سطرهای ۳۷ تا ۴۵).

فرمان كورش بزرگ از زمان پیدایش تا به امروز بارها ترجمه و ویرایش و پژوهش شده است. پیش از همه، جوان پر شور و كاشـف رمز خط میخی فارسی باستان یعنی هنری كِرِسْویك راولینسون در سال ۱۸۸۰ میلادی و بعدها ف. ویسباخ ۱۸۹۰، گ. ریختر ۱۹۵۲، آ. اوپنهایم ۱۹۵۵، و. اِیلرز ۱۹۷۴، ج. هارماتا ۱۹۷۴، پ. بـرگـر ۱۹۷۵، ا. كـورت ۱۹۸۳، پ. لوكوك ۱۹۹۹ و بسیاری دیگر آنرا تكرار و كامل‌تر كردند. متن فارسی ارائه شده در این كتاب نیز با نگرش به پژوهش‌های پیشین و روند بهبود شناخت حروف و واژگان بابلی یا اَكَدی و نیز خوانش‌های تازه‌تر منشور كورش فراهم شده و در زیرنویس‌ها به یادداشت‌های اندكی پرداخته شده است

دنباله را بخوانید