مهر
۰۵

نظر سنجی اس ام اسی سایت راه اندازی شد


برای شرکت در نظرسنجی، کد سبز رنگ مقابل گزينه مورد نظر را به شماره ۳۰۰۰۹۳۲۴ (يا ۳۰۰۰webg) اس‌ام‌اس کنيد.
- در حال حاضر امکان ارسال اس‌ام‌اس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد.

سوال این دوره

به نظر شما مشکل اصلی شهرستان مسجدسلیمان چیست؟

۱- جاده (کد:۲۱۳۴۲۵۱)

۲- آب (کد:۲۱۳۴۲۵۲)

۳- مسولین (کد:۲۱۳۴۲۵۳)

۴- فرهنگ شهری (کد:۲۱۳۴۲۵۴)





مهر
۰۳

آن روزها را یاد باد

من و نسل من از جنگ چیز زیادی یادمان نیست .اما کاش می توانستیم به ان روزها نگاهی بیندازیم.این عکس ها از ستاد یادواره سرداران و یک هزار شهید شهرستان مسجدسلیمان به دست من رسیده است.امیدوارم و تلاش میکنم سایتی به منظور نشان دادن عکس ها و وصیت نامه کامل شهدای شهرمان به وجود بیاورم .این کار نیازمند بودجه ای بسیار است که از عهده من خارج است .امیدوارم آنهایی که داغ شهدا را دارند و در تلاشند بدون هیچ چشم داشتی کاری برای شهرشان انجام دهند نیز ما را در این را یاری کنند.اغزام نیرو در مسجدسلیمان
آموزش به دانش آموزان
بمباران در مسجدسلیمان





مهر
۰۱

چرا سایت وزارت امور خارجه اسرائیل را فیلتر نمی کنید؟

مسخره نیست؟ در کشور ما سایت بازتاب که سخنگوی بخشی از تفکر کشور است فیلتر می شود حتی گوگل هم به قولی بر اثر یک اشتباه فیلتر می شود.سایت ریاست جمهوری چند ساعتی بر اثر یک سهل انگاری فیلتر می شود ولی در عین حال سایت وزارت امور خارجه اسرائیل بدون هیچ مشکلی به کار خود ادامه می دهد .نگاهی بیندازید





شهریور
۳۱

احتمال جنگ و ما

این عکس از روزنامه دیلی تلگراف است که به نقل از یک منبع آگاه درسازمان سیا لیست کاملی که در برنامه احتمالی حمله امریکا را افشا می کند . می توانید نام پایگاه رادار هوایی مسجدسلیمان را به خوبی در ان ببینید.که البته نیمی از این مراکز در استان خوزستان قرار دارد. متن کامل این خبر رابه نقل از سایت بازتاب در ادامه مطلب بخوانید.

بازتاب

دنباله را بخوانید





شهریور
۳۱

اگر اینجا پارک بود؟

 داشتم باخودم فکر میکردم اگر اینجا پارک بود چی میشد؟شما چی فکر می کنید؟

ورزشگاه شرکت نفت

دنباله را بخوانید





شهریور
۳۰

نشریه ماهرویان

از امروز به بعد قرار است بخشی از نشریاتی که در مسجدسلیمان منتشر می شوند در این وب سایت نیز همزمان انتشار یابند در این بین از نشریه ماهرویان شروع کردیم.برای دیدن این نشریه آن را از اینجا

دانلود کنید.برای دیدن این نشریه باید برنامهAdobe Reader در سیستم شما نصب شده باشد.مطالب نشریه قافله را هم بزودی در این پایگاه منتشر خواهیم کرد.





شهریور
۲۷

«تأملی بر رنج تاریخی ما»

ابراهیم جعفری شهنی

از همان وقتی که عباس میرزای قاجار در نبردهای پیاپی خود با روسها متوجه شد غرور اشرافی و کیفیت تمدنی اش را به خرد توانگر و رشد علم و تکنولوژی غرب باخته است تا به اکنون جامعۀ ایرانی چه در حوزۀ خاص روشنفکری و چه نخبگان سیاسی و حکومتی به فکر و در تکاپوی جبران واپس ماندگی خویش بوده اند، جامعۀ ایرانی و روشنفکران و نخبگانش زمانی با انقلاب مشروطیت به استبداد «نه» می گویند و خواهان و طالب سهم و حق در قدرت است تا بلکه با محدود ساختن قدرت و تغییر ساختار حکومتی و تعریفی مدرن و زمینی از قدرت، عقب ماندگی مذکور را جبران نمایند. در برهه ای از تاریخ دلایل واپس ماندن ایران به عنوان مهد و خاستگاه یکی از بزرگترین تمدنهای بشری شکل و ساختار حکومتها دراین مرز و بوم معرفی می شود بر این پایه مفاهیم مدرنی چون عدالت خانه، مجلس، قانون، سلطنت مشروط، قرب و ارج پیدا می کنند و نخبگان وقت به این باور می رسند که راه حل برون رفت از موقعیت مخمر و ایستای ایران همگونی وهم رنگی شکل و ساختار قدرت در کشورشان با شکل و ساخت قدرت در غرب است. بر پایۀ رویکرد جدید داروی درمان خویش را ورود بی رویۀ مفاهیم، الگوها، ابزارها و عناصر تکنولوژیک مدرن می داند و با این فرض که ابزارهای مدرن متناسب با ماهیت جوهریشان فرهنگ خود را تحمیل می کنند و ابزار فی نفسه انسان ساز (انسان مدرن ساز) است: راه آهن و تلگراف می کشد، سینما می سازد، معماری مدرن راه می اندازد، مدرسه می سازد و مجلس به پا می کند و روزنامه منتشر می کند و در پی کسب دانش و علم دانشجو به آن سوی جهان رهسپار می کند تا تحت لوای فرآیند نوسازی به تزئین خویش بپردازد. و از طرفی با دین زدایی وراندن دین از عرصۀ عمومی به حوزۀ خصوصی، همۀ بدبختیها و گرفتاریهای انسان ایرانی به مثابه چیزی که عقب مانده است، را به گردن دین و عالم روحانی می گذارد. با این وجود جامعۀ ایرانی در تمام دوران خود از جنگهای عباس میرزا بر بعد با نوعی از خود گریزی و دگر سانی یا هم نوایی با چیزی غیر از خود و بیرون از خود درگیر بوده است اما هیچگاه نتوانسته است میان آنچه خود داشته و به عنوان مقتضیات و الزماتی که از او جدا شد نی نبود با آنچه تمایل داشت از بیرون بگیرید تناسب و تعادلی برقرار سازد.

پس از صد و اندی سال حال مسلم است که نه تغییر قالبها و ساختار های حکومتی مطابق الگوی دیگران انسان ایرانی را متعالی ساخت و نه ورود ابزارهای و المانهای انسان ساز.

بحران ما در دور ماندن از قافلۀ مترقیان نه به سبب عدم بهره مندی از عناصر و الگوهای مدرن و ماندن و اتراق در وضعیت ما قبل سرمایه داری و بی بهره گی از نهادها و قالب ها و سویه ها و ابزار های مدرن بوده و نه دور ماندن از همان جوامع به علت هم پایگی و امتزاج دین و سیاست و بی نسیبی از شکل و شیوۀ حکومت داری و دولت ملی مدرن و دیوانسالاری و بروکراسی خاص آن و البته همۀ آنچه در بالا آمد از شاخص های ارزیابی و معیارهای محک میزان مدرن بودن و در تعریف جامع تر توسعه یافتگی یک جامعه و یک تمامیت جغرافیایی در شرایط فعلی جهانی است اما با وجود ورود همۀ آنها به ایران و سعی ایرانیان برای هماهنگ سازی خود با آن شکل و شیوۀ زیست، جامعۀ ایرانی همچنان توسعه نیافته است و همین توسعه نیافتگی با وجود شرایط مذکور، باعث طرح کلیدی ترین و جان سخت ترین پرسش تاریخ معاصر ما شده است:

چرا جامعۀ ایرانی با وجود ورود همۀ ابزارهای و المانهای مدرن و حتی هم آوایی اش با غرب در ادارۀ مملکت خویش در پاره ای از برهه ها و تغییر فرم و ساختار حکومت کردنش، همچنان در فرآیندی تعلیق وار به سر می برد.

به زغم نگارنده درد جای دیگریست، اگر چه حتی خوشمان نیاید و امکان «بَر» خوردن به قبای تمدنی و فرهنگی مان، امکان و احتمال پررنگی باشد و باز ممکن است بسیاری نگارنده این سطور را بخاطر استعمال این گزاره تاب نیاورند اما حقیقتا” باید گفت درد، دردبی فرهنگی ماست بی فرهنگی به این معنا که خصوصیات رفتاری ما در حوزۀ خردترین کنشهای رفتاریمان با معیار انسانیت و فرهنگ متعالی و واقعی ایرانی و نگاه انسان مدرنۀ مدرن در تضاد و تعارض است و این تضاد از موقعیت های کوچک و جزئی تغذیه می کند و در موقعیت های کلان تر اثرات منفی به بار می آورد و جالب تر اینکه این خصوصیات و تمایلات و تمنیات در گسترۀ فرهنگی ما از نسلی به نسل دیگر انتقال داده شد و بخشی از جهانبینی و نوع نگرش و شیوۀ زیست ماست و البته وضعیت تمدنی ما در گذشته های دور که زبانزد است به علت یک سری گسست های تاریخی باید در مرحلۀ جداگانه ای طرح و لحاظ شود و کیفیت آن برهمگان عیان است و این مطلب به معنای نفی یکسرۀ آن گذشتۀ پر فروغ نیست آنچه برای ما فرض است وضعیت فعلی و راز باز تولید مجموعه ای از رفتارها و خصوسیتهاست که البته بستر تاریخی دارد.

و صد البته از یک دیدگاه تاریخی ظرفیت طرح و ارائۀ مستندات و دلایل متقن و علمی را داراست، که یقینا در فرصتی دیگر فرآیند تاریخی و شرایط در گذشته ای که مسبب عملکرد امروزی است تماما” شرح داده خواهد شد.

دنباله را بخوانید





شهریور
۲۶

سایت ارتقا پیدا کرد

با تمامی مصیبت هایی که کشیدم نسخه جدید وردپرس را بر روی سایت نصب کردم .امیدوارم مشکلات گذشته در این نسخه حل شده باشد.و شما هموار از این سایت راضی باشید.دیگر منتظر نظرات شما هستم.ما رافراموش نکنید.





شهریور
۲۱

ماه میهمانی خدا گرامی باد

رمضان





شهریور
۱۲

ً رينولدز ً نخستين كاشف نفت در ايران

باقر علوي ( اوكلاهما )

اولين كارشناس نفتي اي كه دقيقاً يكصدوچهل وهفت سال قبل ( يعني سال ۵۵۸۱ ميلادي ) از منطقه

مسجد سليمان كه در آن موقع كوهستاني خالي از سكنه بود ديدن كرد و اهميت حوضچه هاي نفت آلوده به قير آنرا ارزيابي نمود، يك مهندس زمين شناس بود به نام ً لوفتوس (Loftus) وي هفت هفته در آن محدوده همراه با چند تن تكنيسين و محافظ به سر برد و حوضچه هاي (apageSe) قير و نفت را به دقت بررسي و آزمايش كرد و بعداً مقالاتي پيرامون آن انتشار داد.

ً لوفتوس ً در سري مقالات خود اظهار نظر كرده بود، كه احتمالاً تعداد فراواني از اين مخازن در كوههاي بختياري ، در فاصله هائي بين آتشكده كهن و مرموز ً سرمسجد ً و كوههاي آسماري

( واقع بين مسجد سليمان وهفتكل ) ، كه به طور طبيعي و خودكار، قير از حوضچه هاي بيشمار آن تراوش مي كند، هميشه وجود داشته است. ( ويرانه آتشكده كهن زردشتيان، مورد بازديد همگان قرار مي گيرد ) باري ً لوفتوس ً مي افزايد آن حوضچه ها در مناطق شوره زار و زمين هاي غير قابل كشت، در پشته هاي پيچيده و مرتفع و سنگهاي سياه، سنگهاي مارل، سنگهاي گچي و سنگهاي آهكي وجود دارند. و توضيح مي دهد: روش ساده و ابتدائي استخراج قير معدني را چند تن از خانواده اي از سادات شوشتري ابداع كرده بودند. آنان را ساكنان خوزستان به نام ً سادات قيري ً مي شناختند. آنها حق انحصاري استخراج را از آغاز به دست آورده بودند.

اينك از ً رينولدز ً آغاز سخن مي كنيم.

اولين كارشناس نفتي كه نفت را در ايران كشف و استخراج كرد، مردي ميانسال به نام ً ژرژ برنارد رينولدز. (George Bernard Reynolds) ًرينولدز در ۶ ژوئيه ۱۰۹۱ ( درست يك قرن و يكسال قبل ) ، تقريبا ۴ ماه پس از آنكه امتياز نفت به ًويليام ناكس دارسي ً اعطاء گرديد، به استخدام وي در آمد.

به دست آوردن امتياز نفت، از حكومت ايران ، به دوران سلطنت ً مظفرالدين شاه ً كه قرارداد آن در ًتهران ً به امضاء رسيد، مورد تحسين و تائيد چند تن از متخصصان و كارشناسان برجسته امور نفتي آن زمان قرار گرفت، و آن شخصيت ها عبارت بودند از Bouroton)، ً رد وود ً

و خود ًرينولدز ً (Reynolds )

ً رينولدز ً از دانشگاه مهندسي هندوستان در رشته نفت فارغ التحصيل گرديده بود و در سازمانهاي عمومي آن كشور نيز خدمت كرده بود و همچنين در مناطق نفتخيز ًبه كار پرداخته و تجربه هائي گرانبها اندوخته بود.

ً رينولدز ً يكي از مهندسين فعال، موجه و واردي بود،‌ كه در حقيقت زمين شناسي را نزد خود فرا گرفته بود و از اين رهگذر توجه و تحسين همگان را نسبت به خود جلب كرده بود.

رينولدز مردي پركار، پر انرژي و سوار كاري ماهر بود. او مي توانست كوهها و دشتهاي

صعب العبور را به سهولت با اسب بتازد. رينولدز يك امتياز ديگر نيز داشت و آن زبانداني اش بود. وي در حدي نسبتاً وسيع مي توانست به فارسي تكلم كند و به گويش هاي بختياري و شوشتري نيز با سرعت آشنا گرديد و در حد لازم رفع نياز مي كرد.

او سبيل پرپشت تيره رنگي داشت و داراي اندامي نسبتاً درشت بود، كه از اين بابت قاعدتاً مي بايد روي بيننده اثر گذار باشد به گونه اي ايجاد هيبت و تشويش نمايد، اما وي هرگز از حد اعتدال و متانت خارج نمي شد و به اطراقيان مهربانانه احترام مي گذاشت. به يك سخن مردي متين كم حرف و

با اتيكت بود. او در بيابانهاي لم يزرع، كوههائي كه در آن امكان زندگي نبود، و در سرزمين هاي وحشي و شوره زار ، در آنجا كه تف آفتاب سوزان بر زمين مي تابيد،‌ به سر مي برد و هرگز لب به شكايت نمي گشود. شكيبائي او در برابر سختي ها، در خور آفرين بود.

رينولدز از لحاظ كيفيت روحي، مردي تنها، بي يار و ياور بود. از نظر خلق و خو، حساس و كمي زود رنج بود، اما آزردگي هاي خود را پنهان مي داشت. وي از دخالت كساني كه در امور فني مربوط به خود، ( به ويژه اگر در آن صاحبنظر نبودند ) ،‌ بر مي آشفت، اما بسرعت بر خود مسلط مي شد.

رينولدز را ، مردي كه تا حدي درونگراست شناخته بودند، به ويژه كه بيشتر دوست داشت در انزوا به سر برد. او در شرايطي،‌ خاصه در مواقعي كه به درستي و حقانيت نظرات خود، ‌اطمينان داشت، از ابراز نفرت خود پروائي نداشت و به سهولت از صدور احكام واصله سرپيچي مي كرد. او نسبت به افراد مشكوك، بالاخص از افراد و همكاراني كه از مصاحبتشان لذت نمي برد، مودبانه بي ميلي و

بي اعتمادي خود را نشان مي داد، اما نسبت به اشخاصي كه شايسته احترام بودند،‌مانند ًدارسي ً –

Yo Dr ) ، ( پزشگ نامي ) و مهنace ) به نيكي رفتار مي كرد. دكتر يانگ موسس نخستين بيمارستان شركت نفت در مسجد سليمان بود. وي به فاصله زماني اندك، عضو هيات مديره شركت نفت گرديد. او همان كسي است كه در كشف پنيسيلين، از همكاران نزديك و سودمند پروفسور ًفلمين؛ ً بود و از اين رهگذر نام وي جزء مفاخري است كه در خدمت كاشف پنيسيلين،‌سهمي به سزا داشته اند.

ً رينولدز ً نسبت به ايراني ها، خاصه آنهائي كه در استخدام او بودند و بالاخص آن دسته از عشاير بختياري كه امور مربوط به راه سازي، نصب دكل نفت و ديگ بخار را انجام مي دادند، رفتاري شايسته داشت و بالاخره او با مهترها، آشپزها، نگهبانان، بنايان،‌ مكانيك ها و عموم كارگران غير فني با احترام و به نيكي رفتار مي كرد. متقابلاً كليه كاركنان براي وي احترام خاصي قائل بودند، به ويژه كه وجود او،‌ مايه دلگرمي آنها بود.

ً رينولدز ً از همان بدو عمليات حفاري در ً چيا سرخ ً ( محلي بين قصر شيرين ايران و خانقين عراق ) كه كار خطير خود را آغاز كرد، به عنوان هاي (رئيس بزرگ نفت ) – ( مظهر ملايمت – مهرباني وبخشندگي ) شناخته و ناميده شده بود و به علت اجراي عدالت،‌ همواره مورد ستايش بود.

ً رينولدز ً‌هنگامي كه در كرمانشاهان به اكتشاف نفت مشغول بود، واقعه اي عجيب و غير منتظره پيشامد كرد كه داستان آن چنين است: ً عزيز خان ً رئيس يكي از ايالات بنام آن سامان بود، روزي بر حسب اتفاق ، با عشيره مسلح خود ناگهان با ً قادر خان ً كه او نيز يكي ديگر از خان هاي آن منطقه و دشمن خوني وي بود، درست در نزديكي اردوي ً رينولدز ً رو به رو گرديد. ً عزيز خان ً دو تن از پسران قادر خان را در يك نزاع خوني ( در سال ۳۰۹۱ ) به قتل رسانده بود !!

جنگ و خونريزي مسلمي در شرف وقوع بود و به راستي غير قابل اجتناب مي نمود. آن ملاقات غير مترقبه بين دو عشيره، درست هنگامي روي داد، كه ً رينولدز ً درگير مرخص كردن چند گروه از كاركنان خود به خانه هايشان بود.

لحظات پر هيجان و مرگباري بود، اما از آنجا كه ًرينولدز ً به بي طرفي و بي نظري شناخته شده بود، محتاطانه بين آنان حائل شد و با همان شيوه كم گوئي خود گفت: ً ظاهراً از هر دو طايفه شما در اردوي نفت ما كار مي كنند و نان مي خورند. بگذاريم محيط عمليات نفتي به دور از شيوه ستيزه جوئي، به كار و فعاليت خود توام با صلح و برادري همچنان ادامه يابد ً. ، سران ايل در لحظاتي كوتاه با بزرگان طايفه هاشان، جدا از يكديگر به كنكاش نشستند. آنها به نشانه احترام به ً رينولدز ً تفنگهاي خود را با دست راست خود بالا بردند و هريك به سوئي مخالف با مسير عشيره ديگر، با آرامش و مسالمت، محل را ترك گفتند.

همگي نفسي به آسايش كشيدند و كاركنان با خوشدلي و آسودگي خاطر به خانه هايشان رفتند و اردوي نفت با وساطت و حسن تدبير ً رينولدز ً از مسير منازعه اي خونين به كلي بيرون گذاشته شد.

گروه نفتي به جنوب اعزام مي گردد

گفتيم كه نخستين فعاليت هاي نفتي در كرمانشاهان، كه هرگز مورد تائيد و تمايل ًرينولدز ً نبود آغاز گرديد. ً رينولدز ً گفته و نوشته بود: ً ما هر چه بيشتر به بندرگاهها نزديك تر باشيم، در هزينه ها و در اوقاتمان صرفه جوئي بيشتري خواهيم كرد. فرضاً كه در ً چياسرخ ً نفت به ميزان تجارتي كشف گردد، احتساب هزينه ها جهت سفارش لوله هاي نفت، مخارج گزاف لوله ها، صرف وقت زياد براي لوله كشي چنان مسافتي طولاني از استان كرمانشاهان به استان خوزستان، وسرانجام انتقال آن به بندرگاهي امن، ساختن تلمبه خانه هاي متعدد ( در فواصل معين ) – جهت پمباژ نفت – گماشتن تفنگداران ثابت و گشتي،‌ جهت محافظت از خطوط لوله نفت، متضمن هزينه سنگيني خواهد بود.

سرانجام مسئولان امر در ً لندن ً سر عقل آمدند و پس از ۷ سال اتلاف وقت و صرف هزينه هاي بيهوده، موقع اعزام اكيپ نفتي فرا رسيد. رينولدز و گروه او عازم جنوب شدند.

دنباله را بخوانید