آبان
۰۳

پهناي باند كم ما

اين كه ما تقريبا كم مطلب در سايت ميگذاريم به علت مشكلات خودمان نيست از يك طرف هميشه بايد هواسمان به مشكلات فني و پيچيده ژايگاه باشد و از يك طرف هم مطالب جديد را به سايت اضافه كنيم.خوب حجم مطالب روز به روز در سايت اضافه مي گردد تقريبا هم خيلي از دوستان ياد گرفته اند به چه صورت در سايت عضو شوند و چگونه در آن مطلب بنويسند.اما پهناي كم باند سايت به علت حجم رو به افزايش تعداد بازديد  كنندگان كه باعث شده پهناي باند ماهيانه ما از مرز مجاز ۸۰% بگذرد همه و همه ما را بر اين ميدارد كه به فكر فضايي بزرگتر وسيستمي ژيچيده تر باشيم هر چند من به عنوان مدير اين پايگاه و تمام دوستاني كه به عنوان نويسنده با من در اينجا همكاري ميكنند هميشه در تلاش هستيم كه به شناساندن هر چه بهتر شهرمان كمك كنيم اما قبول كنيد هزينه ها و مشكلات فرا روي ما نيز زياد است. اميدواريم اگر روزي با ژيغام كمبود باند دسترسي به اين سايت مواجه شديد ما را ببخشيد آنچه كه فعلا داريم همين است.اميدواريم ما را در راهي كه پيش گرفته ايم همچون پيش ياري دهيد.




مهر
۱۹

ساخت ترمینال مسافربری مسجدسلیمان

عکس پیش رو بی هیچ توضیحی پروژه بزرگ ۳ میلیاردی ساخت ترمینال مسافربری مسجدسلیمان است.که قرار است در مکان قبلی آن ساخته شودترمینال مسجدسلیمان





مهر
۱۳

علی(ع)و مقابله با تروریسم شخصیتی

امام علی

به قلم:حسین سریع کار

علی پناه بی کسی همه عالم بود و بی کس همه ی عالم یعنی علی . تنهایی در ذهن علی تقدیرش شده بود وای که عدالت چگونه علی را به کام خود می کشد . کوفه زندان بزرگی است که هویت عرب جاهلیت از استثمارگر و استثمار طلب در آن وجود دارد . جهولت ذهن از یک سوی و جاهلیت ریشه و عقیده از سویی دیگر . هویت پنهان عرب که در راستای تعلیمات نبی مکرم اسلامی رنگ پیدا می کند،در طول چندین و چند سال حکومت خلفای قبل از علی ( ع ) شکل دیگری یافته است .

اه که با علی چه کنند . علی آماده است که پیکار کند جنگ علی با معاویه نیست . معاویه نماد جهالت عرب نیست . نماد تفکری است که قرنها بعد هم در دورانی فراسوی جوامع اسلامی چنگ بر دامان اسلام می اندازد . علی بصیرتی شگرف دارد . او خوب می داند پایه و بنیان اسلام فردا هر طور که ریخته شود باید از سلطه مفسدان و وهم پذیران جلوگیری گردد . معاویه مرد مقابل علی نیست . معاویه سایه ایست که قرار است قرنها بعد در بین جوامع اسلامی روح پیدا کند معاویه شخصی است که آمده حرکتی را شروع کند بنیان کج اندیشی های مادی عرب از آن آغاز گردد .

ترس علی از این حقیقت است که آیندگان درک چگونگی برخورد با آن تفکر را چگونه پیدا خواهند کرد؟ خوارج تعرض از حقوق دنیوی ندارد . فرد ، فرد خوارج نشانه جاهلیت عربی هستند که علی بسیار از آنها را با یک خطابه به دامان خود بر می گرداند . او راه را نشان داده است . اول با درس دادن ، دوم تهدید کردن و در آخر جنگ راه علی مشخص است . جنگ علی جنگ تمامی اسلام است با تمامی کفر . جنگی است که باید درس باشد، نه جنگ تنها. اینک مکتب علی جنگ است و باید بیاموزد که دنیای پس از او بداند با خوارج و معاویه چه کند دنیایی آینده بداند سزای دین داران بی فکر و زر اندو زان بی دین چیست ؟ مکتب علی مکتب اسلام است و درس آخر اسلام به این رانده شد گان جنگ است .

سپاه علی پشت دروازه های کوفه نشسته است و مولا در سحر رمضان قصد نماز صبح می کند . اه مولا تو که می دانی هیچ کس نماز را به تو اقامه نمی کند تو که می دانی ابن منجم پیش از تو خواب است . تو که می دانی آن ۲ تنی که همراه ابن منجم قصد کشتن معاویه و عمرعاص را کرده اند کشته شده اند . علی درد دل های تو را جزء چاه های همیشه گریان کوفه چه کسی شنید ؟ ابن منجم نماد یک شخص نیست نماد تروریسم شخصیتی است . تروریسم انسانی فردیتی که قرار است در زمان علی بوجود آید و در طول زمان در گذر اسلام جوان تغییر کند . ترور شخصیتی اسلام از ابن منجم شکل می گیرد . نماد یک اسلام تحجیرگرا و فرا مکن . موجودی از دامان معاویه و خوارج شیطانی که روح خود را به ذهن زیبای پول و ثروت و مقام دختر عرب می فروشد . ابن منجم ابن منجم علی نیست .

نماد تروریسم شخصیتی است که قرنها بعد اسلام را به چالش می کشد امّا علی او را نمی شناسد همچنان که امروز آنها در میان ما بزرگ می شوند و قد می کشند با ما می جنگند و در آخر از پشت خون بر پیشانیمان می چکانند .

علی آنها را می شناسد . امّا علی باید بگذارد که شخصیتی که قرار است بعدها نماد جمعی خطرناک در میان جامعه اسلامی گردد . کارش را تمام کند و ای داد که علی را جزء رستگاری هیچ آرزویی نیست .

علی را ابن منجم شمشیر می زند . جای فرق علی که از زمان جنگ خندق شکاف برداشته دوباره شکافته می شود . این پیشانی اسلام است که پس از علی هم شکافته می شود با همین ابن منجم هایی که پس از او پیشانی دین را می شکافند .

علی را جزء درد مردم دردی نیست . قصاص ابن منجم همان یک ضربه ای است که بر فرق امام زده است و آن یک ضربه پیشانی اسلام را خونین می کند .

علی خدای همیشه تنهای کوفه است .

جز پسران و مالک و یکی دو تن دیگر چه کسی درد دل علی را می شناسد . مالک راه مصر را می رود که شیر زهر آلود نه معاویه و عمروعاص بلکه جاه و مقام او را از جای در می آورد . عمروعاص نماد انسانهای پول پرستی هستند که بر سر منافع شخص دین و دنیا را به این آن وا می گذارند . وای بر اینها که علی را چه کسی شناخت . چه کسی می داند انگشتان علی از فشار خاکهای کنده شده در چاههای کوفه پر از درد است چه کسی می داند . علی شب بانمک افطار می کند . چه کسی می داند قوت علی از شوق دقایق نزدیک رسیدن به معبود است . چرا علی از زهر شمشیر ابن منجم بیمار می شود و ابن منجم چه خیال می کند ؟ که علی کیست ؟ عدالتی که زور و بازوی جنگ را طلب می کند ؟ یا دین داری که آزادی های مشروع را از ملتش می گیرد ؟ چرا حق دادن علی سران مکه و مدینه و شام و کوفه را سرازیر مرکز خلافت می کند ؟

عدالت علی چه می گوید ؟ که حکم چراغ مسئولیت هم حکم خداست که یک پیاله آب هم نباید به نام او ریخته شود که حکم عدالت علی فقیر و غنی سیاه و سفید برده و آقا را فرقی نمی کند . علی میان کسی فرق نمی گذارد که بعد از او کسی به نام اسلام بین کسی فرق بگذارد . علی فرق را از آن اسلام نمی بیند . امّا علی با ضربه ی ابن منجم شهید نمی شود . نه علی با طعنه های کوفیان هم شهید نمی شود . علی از نمازهای طولانی خوارج هم از پا نمی افتد . درد علی در سینه اش است . علی می داند رهسپار مسجد کوفه شدن یعنی چه ؟ چرا مسجد ؟ که مرکز خلافت علی است ؟ که علی را باید پشت میز ریاست ش از جا درآورد ؟

امّا نه با شمشیر آخته در برابراش بلکه با شمشیر زهرآگین از پشت سر ، آن هم بر نماز .

علی در نمازش جام زهر را سر می کشد که فردا آن حیله بازانیکه گوسفند از معاویه می گرفتند از خود بپرسند مگر علی نماز هم می خواند ؟ که حرمت مسجد شکسته شود که شمشیر از خود بپرسید وای بر من . وای بر من .

حالا عصر علی تازه شروع می شود عصر علی در زمان خودش نیست اصلاً علی هم عصر خودش نیست . عصر علی تاریخ است و تاریخ پس از او شیوه سیاست را می آموزد . همچنان که پس از او در زمان پسرش شیوه ی جنگ در برابر ناحقی حتی تا آخرین قطره را می چشد . علی شروع تاریخ است . تاریخ از همان لحظه ای برای بشر امروز رقم می خورد که شمشیر ابن منجم بر پیشانی علی شکاف ایجاد می کند . این زهر شمشیر ابن منجم نیست که بر جان علی می نشیند . زهر فردا و فردا های تاریخ است که بیاد علی می اندازد . این ها باید پند آیندگان شوند . علی خود سیاست فردا درس می دهد . معلم همیشه تاریخ است که باید بگوید . زرقا وی یا بن لادن در کوههای این سوی و آن سو از اسلام سخن نمی گویند اینها نماد همان عمروعاص و معاویه و ابن منجم هایی هستند که علی شمشیر از رو بست و به مقابله با آنها برفت . شمشیر اینها جای خودش را عوض کرد . امّا تاریخ به یاد علی است که یادگاری بر خود بر جای می گذارد . اینها نماد اسلام کج اندیشی هستند که علی همیشه تاریخ از آنها بیم داشت . چه فرقی می کند کوفه تنها باشد . هنوز هم تاب دردهای علی است که چاههای کوفه از پس این همه تاریخ گریه می کنند چه فرقی می کند ؟