آبان
۲۴

چرا پل فرو ریخت چرا هشت نفر غرق شدند؟

حتما شنیده اید چه اتفاقی در سد افتاده و ۸ نفر از مردم و کودکان به خاطر سهل انگاری جان خود را از دست داده اند تازه بعد از این ماجرا فرمانداری مسجدسلیمان به یاد این افتاده که باید جلوی حمل و نقل غیراصولی در این مکان گرفته شود.مسخره است که واقعا چرا با حجم بالای جابه جایی زوار در این محدوده یک اتوبوس دریایی به این امر اختصاص نمی گیرد؟تا دیروز پل تمبی به آن شکل ریزش می کند و آقایان به دنبال مسببین اصلی هستند و حالا جان ۸ کودک و زن مظلوم به دلیل سهل انگاری در انجام یک استاندارد لازم بدین شکل گرفته می شود .





آبان
۲۴

در حاشیه نمایشگاه مطبوعات

امسال من به عنوان نماینده تنها نشریه مستقل مسجد سلیمانی در نمایشگاه مطبوعات شرکت کردم چون قافله بختیاری اولین حضور خود را تجربه می کرد کسی انتظار داشتن یک غرفه مستقل را در نمایشگاه ازما نداشت چه بسا تنها نشریه استانی که غرفه ای مستقل داشت تنها روزنامه سراسری کارون بود و البته جالب بود که حتی یک نشریه ما در نمایشگاه پیدا نمیشد و این تنها از لطف بازدید کنندگان از غرفه استان خوزستان بود.در حاشیه نمایشگاه سری به غرفه های دیگه از جمله نشریه امرداد و چلچراغ و نشریات و خبرگزاری های مختلف زدم تعجبم از این بود که چرا غرفه های استانی را در بخش پایینی و جای بسیار دور از دسترس قرار داده اند جایی که در واقع پیدا کردن ان در نمایشگاه به شدت سخت بود. این هم عکس های این نمایشگاه

 نمایشگاه مطبوعات

نمایشگاه مطبوعات

 

نمایشگاه مطبوعات

نمایشگاه مطبوعات





آبان
۲۱

چند روز بیشتر نداشتم که عروس شدم .

 

این سنتی است که هنوز سالیان سال ما دخترها و پسرها تاوان آن را پس میدهیم . هنوز یک هفته از تولدم نگذشته بود که عروس شدم .

وای چه دخترنازنینی ! قدمش مبارک باشد , چه چشمان قشنگی . نافش را بایدبنام احمد پسرم ببرید . کی بهتر ازفامیل ؟ هیچ کس نیست نظر عروس چند روزه را بپرسد . یا از داماد سه ساله چیزی بپرسد بزرگترها طبق سنت پدرانشان خودشان میبرند و خودشان میبرند . برای خودشان شیرینی خورون  را میاندازند و چشن می گیرند مثل یک عروسک بازی یا خاله بازیه بچه گانه  . ناف بریدن رسم جاهلانیه است د رمناطق بومی که با آینده جوانان بازی می شود قدرت انتخاب را از آنان می گیرند و قربانیان اصلی دختران این مرز و بوم اند . دختری از این مرز و بومم تازه بدنیا آمده بودم که نامزد و نافبران یکی از پسرهای اقوام شدم . سال ۷۸  پیش دانشگاهی را به پایان رساندم با کلی استرس و نگرانی از آینده نا معلوم وهمان سال در دانشگاه و به اصطلاح نامزدم که چندسال پشت کنکور مانده بود او نیز در دانشگاه قبولش شد من در شهر خودم و او نیز شیراز . با اینکه کل فامیل می دانستند که من نافبران احمدم باز هم خواستگارانی داشتم با موقعیتی بسیار بهتر از احمد . اما پدرم که به رسومات ایلی خیلی اهمیت می داد هر کدام را به بهانه های واهی رد میکرد   . او منتظر نافبرانم احمد بود کهبیاید و دستمرا بگیرد و به قول خودش سرخانه و زندگیمان برویم . جنگ و جدال ها و فشارهای روحی من از یکطرف و بی توجهی و بی قیدی احمد کاشانه امن ما را بر هم زد . بارها به خانواده ام گفتم حداقل این شخص را باید چندبار ببینم و با او حرف بزنم . شاید تفاوت سلایق و عقاید داشته باشیم اما به خرج آنهانرفت که نرفت . پدرم میگفت دختر که نباید اینقدر چشم سفید باشد اگر یکباردیگر به ملاقت با او اصرار کردی دانشگاه هم نمی گذارم که بروی به هر حال  از گوشه وکنار فهمیده بود که احمد دوست ندارد که همسر آینده اش به دانشگاه برودو دوست دارد یک زن خانه دار داشته باشد این حرف او بهانه ای بود برای نرفتن من به دانشگاه هرچه اصرار کردم خواهش کردم گریه کردم که این حق را از من نگیرید گفتند همین هست که هست . پدرم دیگر شهریه دانشگاه مرا نداد ددر حالیکه فقط دو وترم به پایان تحصیلم مانده بود من ماندم و یکبار غم . افسردگی و ملامت دوستانم .

زنجیر علایق خانوادگی ام پاره شد دیگر پدر و مادر و خانواده برایم بیرنگ شده بود ۶ ماه بعد خبر عشق و عاشقی احمد ودختر همکلاسی اش بین فامیل پیچید و با مخالفتهای شدید پد رو مادرش مواجه شد امازیر بار نرفت و گفت من این رسم را قابل ارج نمی دانم و به لیلا بگویید به دنبال آینده ای جدید در زمان جدید باشد باحرف او موافقم اما خیلی دیر شده من ماندم و آینده ای نامعلوم درسی نیمه تمام , زندگی بدون انگیزه . چرا کسی نیست که فریادرس هزاران دختر جوان مثل من باشد که قربانیان این سنت دیرینه اند . گفتم شما بشنوید شما پدران و مادران نسل امروز خطی قرمز بر اندیشه ای قدیمی و بشکنید آینده های سنت های غلط را و بپرورانید اندیشه ها و سنت های با ارزش را .   

 برگرفته از شماره دوم نشریه قافله بختیاری





آبان
۲۱

نگرشی بر شعر بختیاری

کم بیا و کم برو ای باد شو گرد                                              مو ترسم کافر دلی به تو ونه درد

شعر بختیاری زمزمه جویبار زلالی است که از باورهای پاک انسانی – ملی و قومی سرچشمه گرفته و در شاخه ای پر خروش از بستر کهن زبان فارسی جاری است .

کم بیا و کم برو ای باد شو گرد                                    مو ترسم کافر دلی به تو ونه درد

کم بیا و کم برو ای باد شب گرد                       من می ترسم آدم سنگدلی به تو تیر بزند

شعر محلی بختیاری ، آرام و حزین در کهن سرزمینی به قدمت تاریخ انسان هوشمند و در گسترده وسیع در عرصه گاه بختیاری به حرکت فرهنگی خود که بسط ، توسعه و پایداری زبان اصیل فارسی با گویش محلی بختیاری بختیاری ادامه می دهد .

کاشکی مرغی بیدم به منه حوست                           ور چینم دانه برنجبه زیر کوشت

ای کاش مرغی بودم در حیاط خانه ات                         برمی داشتم دانه های برنج اطراف کفشهایت

این اشعار که در حوزه ادبیات گرفتاری و شفاهی این مردمان جایگاه ویژه ای دارد ، شعری است پرشور و روایی ، ساده ، خالی از هر گونه تصنع و بدور از صنایع پیچیده شعری با همان ساختار ادبیات فولکولوریک و برخاسته از تودهه ای عام روستایی – عشایری ولی با زبانی خلاق که کمتر تابع قواعد عروض و بیشتر در دوران هجایی سینه به سینه نسل های بعدی رسیده و شاعر و سراینده مشخص ندارند . ولی در سیر تکاملی خود با حفظ جوهره اصلی پیرایه هایی را پذیرفته و محمل اصالتهای بومی و ارزش های قومی مردمانی است که نمادی هستند عینی از عنصر کهن ایرانی .

شعر محلی بختیاری با بافتی موسیقیایی که بدون موسیقی حیاتی ندارد و جلوه ای به گونه ای که آمیزش « درهم » شدن و امتزاج این دو که جدایی ناپذیرند ، با حفظ سرشت ادبیات مردمی ( فولکولوریک ) – جلوه جلایی پیدا کرده که عمق ناپیدای روح پاک انسانی در آن متجلی می شود . یقیناً و در بررسی های کارشناسانه ، به این نتیجه می رسیم که طبیعت و ساختار اشعار هجایی بالاخص سه هجایی که در مایه ها و قواعد عروض نمی گنجد ، صرفاً برای آواره خوانی است. مانند اشعار سه هجایی خسروانی باربد و نکیسا که برای موسیقی و آواز سروده می شوند و این می تواند جاپایی تاریخی باشد از پیوندهای این مردمان با ایرانیان کهن .

بهار اوی د وا گل گندم                                                  (   بهار آمد با گل گندم   )

مو تی نا با درد تو مندم                                                      ( من تنها با درد عشق تو ماندم  )

تا که مو تونه دیدم جون ز دل بریدم                     ( تا که ترا دیدم جان دل در راه تو نهادم )

مردم و حرف عشق ز لبت به خدا نشنیدم         ( مردم آخر و حرف عشق از لبانت نشنیدم )

تمامی یا اکثر اشعار به صورت آواز و به قول بختیاری ها ( بیت خوانی ) خوانده می شود و در جای جای سرزمین بختیاری هر بیت ان به مناسبتی و برای ابراز موضوعی و بیان مکنونات قلبی با ملودی های مختلف سروده شده و آینه ای از خلقیات و روحیات این قوم دیرپا و پر تلاطم از غم و شادی ، عشق و محبت و مهربانی و بلندای کوههای سر به فلک کشیده زرد کوه ، تاراز . . .

شوهه و بال رود به خدا خیلی دلنشین                          ( شب مه و کنار رود به خدا خیلی دلنشین است )

مو که یارم چویند به خدا دلم پر ز خین                             ( من که محبوبم اینجا نیست دلم پر ز خون است )

عاشقی موز خوت ای به خدا غمت چه گرونه                 ( عاشقی برازنده خودت می باشد به خدا غمت چه سنگین است )

هر کس که عاشق نبو قدرت ندونه              ( هر کس که عاشق نباشد قدر تو را نمی داند )

تقسیم بندی های معمول شعری چه از نظر محتوا و چه از نظر فرم و شکل که در ادبیات ما مشهور و محسوس و استفاده شده است . مانند تغزلی ، حماسی ، حکمتی و فلسفی در شعر بختیاری کم و بیش به چشم می خورد ، ولی آنچه که بیشتر مشهور است و با روحیات ظریف این مردمان همسازی دارد و میدان فرازی است برای شاعران و سرایندگان ناشناس ، بیابان تغزلی است که در سوز و گدازهای عاشقانه ، جدایی ها فراق و دوری ها و یا سوگیانه ها و مرثیه ها ی بسیار حزین و غم انگیز  « گارکریوه» که به صورت همسرایی و هماهنگ توسط زنان و با کمک موسیقی خوانده می شود ، متجلی می شود .

مقاله ای از: حسین نجفی

 





آبان
۱۴

یکمین سال بدون بهمن ماندن


پسین جمعه یازدهم آبان ماه ، یاد و نام پدر شعرو موسیقی بختیاری و شاعر ملی ایران استاد بهمن علاءالدین، وجهه اشتراک تمامی کسانی بود که از دور و نزدیک در گورستان امامزاده طاهر کرج و پس از آن تالار بزرگ این شهر گردهم آمده بودند تادر سوگش عزادار باشند اما اعجازموسیقی و فرهنگ و بهمن در این بود که این مراسم سالگرد وفات به شباهنگی از شعر و موسیقی و بیان ابعاد گسترده و پیچیده فرهنگ آریایی بختیاری تبدیل شود.

کمی آنسو تر از امانت گاه پیکر بهمن و در سایه سار بیدهای مجنون  پشت  بارگاه  امامزاده طاهر ، مجنونان فرهنگ بختیاری و کلام سحر انگیز بهمن گرد هم آمده بودند تا نشان دهند مرگ بهمن پایان او نیست و تولدی است دوباره از آتش فرهنگ و شعر.

بخش های متنوع برنامه در گورستان امام زاده طاهر و ساز چپی توشمال و آواز تاجمیری و برنامه های ستاد بزرگداشت بهمن علاءالدین که دکتر اردشیر صالحپور دبیری آنرا بر عهده داشت باعث شده بود تا غیر بختیاری های حاضر در صحن اما زاده نیز کنجکاوانه از بهمن و موسیقی و فرهنگ بختیاری بپرسند و اینها همه از بهمن بود که در سخت ترین شرایط و پیشتر از آن حتی در روزگار حرامی نی و دف چراغ فرهنگ بختیاری  را همچنان روشن نگاه داشته بود.

فاتحه ای بر پیکر بهمن خواندیم و رهسپار تالار بزرگ کرج شدیم تا عشق به او را نشان دهیم. در تالار نیز گروههای مختلف بختیاری همچون تاجمیری و اسدپور  به اجرای برنامه پرداختند.علی حافظی که تنها نی نواخت بیش از پیش نبود بهمن به چشم آمد و تنهایی علی حافظی که یار خود را از دست داده است، دل را می آزرد.

 از لرستان و چهارمحال برنامه اجرا کردند تا حکایت مکرر عشق را با زبانهای مختلف تکرارکرده باشند و نشان دهند اقوام زاگرس نشین چقدر به هم نزدیک هستند .

شاعرانی شعر خواندن . روشن سلیمانی روحانی ملبسی بود که بالا رفتنش از پله های سکوی اجرای برنامه با استقبال همراه نبود اما اشعاری خواند که سالن را به وجد آورد:

بنام خدایی که لر آفرید……

 از درگذشتگان پس از بهمن  نیز به نیکی یاد شد . از مرید میرقائد و قیصر امین پور واینکه چقدر جایشان خالی است.

 پسین جمعه همه بودند از فرهنگیان و هنرمندان تا سیاسیون و سیاست بازان و دوستان بهمن در گوشه گوشه سالن و مردمی که در دو طبقه تالار عاشقانه برنامه را دنبال می کردند.

امادر این میان جای مرحوم بهرام طاهری بسیار خالی بود. پیر عاشقی که پس از فوت بهمن با آقای  چالنگی توانستند در قالب مصاحبه ای  در یکی از تلویزیون های ماهواره ای  نام بهمن را در سطح جهان منتشر ویادش را گرامی دارند.

یاد و نام همه درگذشتگان گرامی و چراغ فرهنگ آریایی مستدام باد.

از وبلاگ استاد فرشید خدادادیان  





آبان
۱۰

مراسم یکمین سالگرد درگذشت استاد موسیقی بختیاری در کرج

یکمین سالگرد درگذشت استاد علاالدین بختیاری قرار است روز جمعه مورخ ۱۱ آبان ماه در سالن شهدای شورای شهر کرج برگزار گردد متن اعلامیه این مراسم بدین شهر است:

استاد بهمن علاءالدین

به اطلاع تمامی علاقمندان تاریخ و فرهنگ بختیاری می رساند مراسم بزرگداشت  یکمین سالگرد درگذشت  موسیقی دان و شاعر ملی بختیاری  استاد بهمن علاءالدین روز جمعه یازدهم آبان ماه در کرج برگزار می شود.

در این برنامه نخست از ساعت سیزده تا پانزده بر امانت گاه پیکراستاد واقع در امامزاده طاهر کرج گرد هم خواهیم آمد و پس از آن از ساعت شانزده تا نوزده در تالار شهیدان نژاد فلاح ( تالار بزرگ کرج ) یادش را گرامی خواهیم داشت .

گروههای هنری مختلفی از استانهای خوزستان ، لرستان ، کهکیلویه و بویر احمد و چهارمحال بختیاری برای شرکت در این برنامه اعلام آمادگی کرده اند.

خوزستانی ها و مسجدسلیمانی های مقیم تهران و مرکز پذیرای قدوم شما از سراسر جهان خواهند بود.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

یاد و نامش گرامی باد





آبان
۱۰

شماره دوم نشریه قافله بختیاری منتشر شد

قافله بختیاری

دومین شماره نشریه قافله بختیاری در دکه روزنامه فروشی ها قرار گرفت.