آذر
۰۸

اولين کارخانه بزرگ برق در خاورميانه

 اولين کارخانه بزرگ برق در خاورميانه توسط يک کمپاني انگليسي در شهرستان مسجدسليمان با توليد ۳۵۰ کيلووات تامين گرديد ولي نياز روزافزون به برق باعث شد که دو مولد بخار بکار اندازند و توليد برق را به ۱۵۰۰ کيلووات برسانند و در دسامبر ۱۹۲۶ دو توربين بخار ديگر نصب شد و توليد برق آن به ۶۷۰۰ کيلووات رسيد و سوخت آن از گازهاي طبيعي منطقه مسجدسليمان تامين مي‏گرديد. بعلت افزايش مصرف برق در سال ۱۹۵۰ ميلادي شرکت سهامي اکتشاف و توليد نفت ايران دو دستگاه توربين گازي (براون سرباوري) که ظرفيت توليد برابر ۴۰۰۰ کيلووات برق بوده که بعد از ۱۹۵۴ مورد بهره‏برداري قرار گرفت که فقط ادارات و منازل شرکت نفت از برق استفاده مي‏کردند و بقيه ساکنين شهر شبها را با چراغ نفت، شمع و غيره تا روز بسر مي‏بردند.
اهالي شهرستان مسجدسليمان توسط فردي يک کارخانه برق خصوصي با توليد روزانه ۲۰۰ کيلووات روبروي شهرباني سابق و جنب کارخانه يخ‏سازي ايجاد کردند و تا سال ۱۳۴۵ کل اماکن شهري داراي برق بودند و ۷۸ کيلووات برق هم از کارخانه تمبي توسط شرکت نفت به شهر داده شد.
بعداً با انتقال نيروي برق از سد دز (از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵ سازمان آب و برق خوزستان شروع به پايه کوبي جهت توزيع برق نمود) در نتيجه صبح روز پنجشنبه مورخ ۲۵ اسفند ۱۳۴۵ نيروي برق سد دز طي مراسمي با شکوه توسط مهندس نيل‏چيان رئيس توليد و انتقال برق به شبکه برق سازمان آب و برق خوزستان وصل گرديد.





آبان
۳۰

وقتی نفت آمد و رفت(مصاحبه بامحمد مراد یوسفی نژاد)شهردار منطقه ۱ تهران بزرگ

  ۵۳سال پیش، در روزهائی که پاییز بالهایش را بر مسجدسلیمان  گسترانیده بود دست در دست دختری که هرگز نامی برایش انتخاب نشد در دنیایی به وسعت ۲۰ فوت پا به عرصه هستی گذاشتم و ظاهراً من بیش از همراهم به این جهان علاقمند بودم و او عاقل تر از منچون من در دام زمین ماندم و او پرید.

س ـ از محل تولد بگویید:

 در بازار چشمه علی، مقابل باشگاهی که نامش کاوه بود متولد شدم و تا ۵ سالگی در همان محل بودیم بعد به ریل وی و کولرشاب و نهایتاً نفتون،س:عنوان یکی از سروده هایت بیست فوتیهاست، از آن بگویید:بیست فوتیها از اولین منازل کارگری در مسجدسلیمان بودند، فضایی کوچک اما دنیایی بزرگ که همواره خاطره اش در ذهن زنده و پررنگ بوده است، بیست فوتی همان گونه که نامش پیداست، کلاً بیست فوت بود یعنی دو اتاق ۱۰ فوتی، مجموعاً ۱۲ متر مربع. این مدل که کوچکترین تایپ در تایپهای ساخته شده در مسجدسلیمان بود، هیچگونه فضای خدماتی مانند آشپزخانه و سرویس بهداشتی نداشت، کلیه سرویسها عمومی بود، بخار (آشپزخانه) عمومی، توالت عمومی و شیر آب (بمبو) عمومی، و همین امر باعث شده بود، علیرغم اختلافاتی که گاهی بین ساکنین پیش می آمد، ولی همواره هنگام آشپزی در کنار یکدیگر باشند، از صبح هر کسی قابلمة خود را در گوشه ای از سنگ اجاق میگذاشت و بکارهای دیگر مشغول میشد، خانمها در پخت و پز با توجه به آشپزخانه اشتراکی به همدیگر کمک میکردند، به همدیگر مواد غذایی قرض میدادند در کیفیت طبخ به هم مشاوره می دادند و … و جالب این بود که همه از نوع غذای یکدیگر با خبر بودند و همین تعاملات یکی از دلایل همبستگی و حشر و نشر بیشتر اهالی با همدیگر بود.

دنباله را بخوانید





آبان
۲۳

به بهانه صد سالگی نفت در مسجد سلیمان

وقت همه چیز طعم نفت میدهد

“یک”                                                                               “محمد باقری”  وقتی کشف شد . و اجدادمان که در کوه ها و دشت ها با صدای آواز طبیعت و نوای نی با شور هستی زیست میکردند به شهر آمدند .با آن همه صداقت ، سهل و صفای طینت کوههای سر کش و آسمان سر ، اینبار میزبان اجنبی هایی می شد ، که از فرسنگ ها دورتر ، شامه شان را تیز کرده بودند برای بوی متعفن نفت .دیگر کوه ها و دشت ها ،جای امنی نبود ، تا چوپانها نوای عشق و دلتنگیشان را در نی بدمند و بفرستند به پژواک کوه ، تا کوه با آنها دلتنگیشان را هدیه کند. چرا که آنان فرزندان همان کوه بودند . روزگار خوبی بود . همه بودند . با هم و بی هم برای هم بودند ، تا اینکه نفت آمد .پدر بزرگ می گفت : نفت روی ” گوگری ” را سیاه کرد ، نفت حتی مزه نان و تلاش و غرور و ” گپ و کوچیری ” را برایمان عوض کرد . پدر بزرگ خودش نفت شده بود . زخم های تنش از عملگی نفت بود و خاطراتش نیز روزهای عهد نوجوانی و جوانی اش ، با مسترهای انگلیسی ، بوی ظلم و نفت خام گرفته بود . می گفت : برای خودمان زندگی می کردیم ” آمخته ” کوچ و گرمسیر و سرد سیر بودیم . دستانمان پر بود از لهجه داس و تشویق باران . خستگی روزهای گرمسیری را در سایه های برادری سپری میکردیم و آواز ” هیاری ” را در عمق خستگی می شنیدیم و همدیگر را می شتابیدیم. تا اینکه نفت کش شد و همه چیز نفتی شد . دیگر نه خبر از عواطف نجیب و بی پیرایه روستائیمان بود و نه از صفای زندگی در لای پود طبیعت . ما بودیم و اربابهای بیگانه ای که در ابتدا حتی راه به زبانشان نمی بردیم .   دنباله را بخوانید





آبان
۱۸

برگزاری مراسم شاهنامه خوانی بختیاری در اهواز

برای اولین بار و به همت جمعی از دوستداران بختیاری قرار است جمعه این هفته مورخ ۲۴ ابان ماه مراسم شاهنامه خوانی بختیاری در اهواز برگزار شود. این مراسم درگلستان-انتهای گیت سازمان آب برگزار خواهد شد. دوستداران فرهنگ بختیاری و اعضای بختیاری این مراسم تمام بختیاری ها را به دیدن این مراسم که همراه با برنامه های متنوع دیگری نیز هست دعوت کرده اند.