اسفند
۰۷

آقایان لطفا خجالت بکشید

جو سازی بر علیه افراد یا گروه ها همیشه وجود داشته و دارد والبته مردم شریف مسجدسلیمان این را به خوبی می دانند خوب پیدا شدن یک گروه یا فردی خاص در این بین که با اهداف مشخص دست به تحریک عده ای بر ضد افراد یا گروه های خاصی میزند نیز در این شهر چیز عجیبی نیست اما؟

در شرایطی که گروه های سیاسی در مسجدسلیمان همیشه ساز خود را بر سینه میزنند  و روزنامه های زرد انعکاس دهنده  افکار و عقاید آنان است دو سایت مسجدسلیمان که با هدف تامین عقاید جامعه سالم و تامین نیاز فرهنگی و اطلاع رسانی صحیح ایجاد شده اند و سالهاست در این زمینه ها فعالیت میکنند مورد هجوم این قبیل افراد مغرض قرار میگیرد. چندی پیش بود که این سایت با موجی از حوادث پیش بینی نشده مواجه شد .تماس های پنهانی با مدیریت سایت تشویش و توهین ،تحریک عده ای برای تهدید و مهمتر از همه چاپ شب نامه در سطح شهر تنها و تنها به دلیل اینکه این سایت نتوانسته بود در خدمت منافع گروههای سیاسی و اشخاصی خاص قرار بگیرد همه و همه مایه تحریک این افراد برای ضربه زدن بر پیکره این بنای فرهنگی شد.همت ما بر این بود که گفتمان آزاد را در این فضا ایجاد کنیم و اگر کسی به قصد توهین مطلبی ارسال کرد جلوگیری کنیم و اگر به قصد سوال و جواب و بررسی بود آن را انتشار دهیم و از مسئولین پاسخ بخواهیم .تهدید های به جایی رسید که حتی قید پاسخ ها را  هم زدیم و تلاش کردیم محیط وب را آلود نکنیم و آنچنان که تلاشمان بود به فرهنگ این شهر کمک کنیم.

سایت رسمی مسجدسلیمان نیز امروز گرفتار همین بلای کج اندیشان شده است. من برای این آقایان چند سوال و جوابو نقد مطرح میکنم.که امیدوارم بشنوند و بگوش جان آویزه گوش نمایند و به مردم عزیز مسجدسلیمان هم عرض میکنیم اگر ما کمی کم کاری میکنیم مشکل از ما نیست مشکل اینجاست که بار سیاسی و انتقاد های هر مطلب به ظاهر کوچک در این سایت تا فیلترینگ ،توهین و نامه های کذایی به ارشاد و وزارت کشور و حتی شکایت به فرماندار و مسئولین در شهر و تا ارسال توهین ها و انتقادها بر دوش ماست.و چه بسا خریدن این همه بار بر روی دوش یکنفر بسیار سخت است در این فضا.

و اما حرف من با ایشان:

آقای عزیز فضای وب فضای دوستانه ایست که در آن انتشار مطالب تنها با یک ایمیل ساده تایید میشود و بسیاری مطالب تنها در جهت بعد فرهنگی آن در اختیار سایر سایت ها نیز قرار میگیرد.

دوست عزیز ودوستان عزیزی که وبلاگی در پرشین بلاگ و میهن بلاگ ساخته اید و مرتب در اس ام اس ها و شب نامه و روزنامه تبلیغ میکنید سایت.دوست عزیز شما که هزینه هاست و دامنه تامین نمکنید  و در محافل نشسته و از مبالغ کلان بابت ساخت سایتتان شکایت میکنید. خداوکیلی خجالت بکشید.

دوست گرامی که مطالب فرستاده شده در سایت توسط مردم در بخش نظرات را زایده افکار و تایپ مسئولین همین سایت ها میدانید .پیگیری ای پی ها فحاشی های شما بر ضد ما و همین افراد در همین سایت از طریق مراجع قانونی کار سختی نیست. اما ما به گفتمان آزاد ایمان داریم .

آقای خبرنگار  هدف والای هر خبرنگار بدست آوردن پول نیست چه بسا که شما این وظیفه را فراموش کرده اید و از بس جیب های خودتان را با پول های گروه ها و افراد  خاص پر کرده اید که شهوت آن چشمتان را کور کرده است.

به شما پیشنهاد میکنم از کارهای خودتان خجالت بکشید هستند دوستانی که نتایج بسیاری از رسوایی های شما را در همین سایت انعکاس داده اند و ما آنها برای جلوگیری از ریختن آبروی افراد انتشار نداده ایم. والبته که میتوانیم به همان آسانی این کار را بکنیم.

آقایان لطفا خجالت بکشید





اسفند
۰۴

چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست؟

اين نامه نه نتيجه احساسات لحظه‌اي و آني بلکه چکيده تجارب فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي يک مدير اجرايي است که تاکنون در مراسم نصب و پرده‌برداري ده‌ها تنديس در ده‌ها ميدان از شهرهاي مختلف اين کشور حضور داشته و همچنان از خود مي‌پرسد «چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست»؟

چندي پيش نامه يک جوان بختياري که همين سؤال را از دکتر محسن رضايي (سمبل مقاومت هشت ساله ملت ايران در دفاع مقدس) پرسيده بود، در وب سايت شخصي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد.

بر خود لازم مي‌دانم از آقاي دکتر محسن رضايي تشکر مي‌کنم که شجاعت به خرج دادند و طعن بدخواهان را به جان خريدند ولي حرف حق و مطالبه عده‌اي از مردم اين کشور را به گوش ديگران رساندند.

من هم به نوبه خود به پرسش اين جوان فکر کردم. چرا هيچ ميداني به نام سردار اسعد نيست. و حالا که نيست، چه ضرورتي دارد که ما بگوييم و بخواهيم؟ جمع بندي خود را به عنوان يک بختياري که سالها در رده‌هاي مختلف مديريت اجرايي اين کشور کار کرده است، بيان مي‌کنم:

سردار اسعد بختياري معروف‌ترين شخصيت سياسي لرها در دو قرن اخير است که در خانواده مذهبي حسينقلي خان ايلخاني بختياري به دنيا آمد. پدرش از شدت علاقه و اصراري که به برپاداشتن نماز شب داشت به «قائم الليل» شهرت دارد و افتخار تأمين هزينه‌هاي هفت ساله کارگاه بازسازي حرم امام علي (ع) در نجف در عصر ناصرالدين شاه قاجار را دارد. 

سردار اسعد فرزند چنين پدري است و از اين رو علي قلي نام گرفت و تا آخر عمرش اجازه نداد در حضورش به او «خان» بگويند چرا که «علي قلي» را بزرگترين عنوان و لقب مي‌دانست و بزرگي را در غلامي علي(ع) يافته بود. تنها لقبي که اجازه مي‌داد به او خطاب کنند، «حاجي» بود؛ آن هم بعد از تشرفش به مکه مکرمه. 

بنابراين در حضورش به او «حاجي علي قلي» و در غيابش «حاجي علي قلي خان امير تومان سردار اسعد دوم بختياري» مي‌گفتند. در به کار بستن عنوان حاجي هم احتياط مي‌کرد و هرگز کلمه حاجي را در امضاي خود به کار نمي‌برد و حريم اين کلمه را پاسداري مي‌کرد و در امضاي اسناد و اوراق و نيز در مهري که ساخته بود، به همان «علي قلي» کفايت مي‌کرد.

به رغم اقامت چند ساله‌اش در اروپا (که به خاطر مطالعه تمدن جديد و نيز مداواي چشمش بود) اصالت فرهنگي و مذهبي و قومي خود را حفظ کرد. هرگز کسي (حتي از مخالفانش که متأسفانه کم هم نيستند) ادعا نکرده که سردار لب به خوردني‌ها يا نوشيدني‌هاي نامشروع زده باشد يا در مجالس آنچناني حاضر شده باشد و يا پا از دايره وفاداري به تک همسر شرعي خود به در برده باشد. هزاران ادعاي ناروا و توهين به او روا داشته‌اند ولي چنين برچسبي نتوانسته و نمي‌توانند بر او بزنند.

وقتي که به دعوت علما و مجتهدين ايران از جمله آقانورالله اصفهاني رهبري جنبش مشروطه خواهان بختياري را برعهده گرفت، به وطن بازگشت و پس از آزادسازي اصفهان با عده زيادي از سواران بختياري عازم تهران شد. در تهران نيز در ميان حمايت‌هاي پر شور مردم و علما استبداد صغير را سرکوب کرد، لياخوف روسي رئيس بريگاد قزاق را وادار به تسليم نمود، پارلمان را بازگشايي کرد و محمدعلي شاه را به محمدعلي ميرزا تبديل کرد و از کشور اخراج نمود. با اين همه علي قلي، «علي قلي» ماند.

مجلس شوراي اسلامي (که در قانون اساسي مشروطه به همين نحو درج شده بود ولي بعداً به ملي معروف شد) به موجب يک مصوبه رسمي، عضويت دائمي مجلس را به وي اعطا نمود. همچنين مقرر شد که پيکر او پس از فوت يا شهادت، در صحن مجلس و در کنار‌تريبون دفن شود تا نمايندگان مردم ايران هر بار که از آزادي نطق در مجلس بهره مي‌گيرند، بياد بياورند که اين آزادي را و نعمت مجلس شوراي اسلامي را به رهبري سردار به دست آورده‌اند. مجلس همچنين تصويب کرد که حمل سلاح توسط سردار اسعد در هر نقطه از کشور حتي در صحن پارلمان آزاد است چرا که پارلمان به مدد اسلحه او آزادي دوباره يافته است. 

همه اينها طي يک مصوبه رسمي از تأييد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گذشت و در قالب يک لوح يادبود به سردار اسعد بختياري اهداء شد.

و جالب‌تر از آن، پاسخ «حاجي علي قلي» بود که گفت: از لطف نمايندگان ملت متشکرم ولي از آنجا که مي‌دانم لطف ايشان فتح بابي خواهد شد که صحن مجلس به گورستان تبديل شود، اين را نمي‌پذيرم و توصيه مي‌کنم به شخص ديگري نيز چنين اجازه‌اي داده نشود. و گفت مرا در کنار پدر شهيدم در تخت پولاد اصفهان دفن کنيد.

امروز هم اگر«حاجي علي قلي» زنده بود، قطعاً در جواب آن جوان بختياري که به دکتر محسن رضايي نامه نوشته بود، مي‌گفت من نيازي به ميدان‌هاي شهرهاي نه چندان آباد و خيابان‌هاي نه بسيار شاد شما ندارم. من فرصت بي نظير خاکسپاري در کنار‌ تريبون مجلس شوراي اسلامي در قلب پايتخت را نپذيرفتم، حال چه نيازي به ميدان‌هاي شهرهاي بي رونق و غم انگيز و حسرت زاي شما دارم؟ پاسخ ما اين است که قبول داريم شهرهايمان کم رونق اند و چندان آباد نيستند و تو به ميدان‌ها و خيابان‌هاي چنين شهرهايي افتخار نمي‌کني و به آنها نياز نداري ولي شهرهاي ما براي آباداني به نام تو نيازمندند.

من به عنوان يک مدير اجرايي مي‌بينم خيابان اصلي شهر تماماً لري ياسوج (مرکز استان تماماً لري کهگيلويه و بويراحمد) به نام ستارخان است و از خود مي‌پرسم پس چه عيبي دارد اگر شوراي شهر تبريز خيابان اصلي شهر را سردار اسعد بنامد؟ آيا چنين رفتار متقابلي، مايه نزديکي فرهنگ‌ها و اقوام و تحکيم عرصه ملي (که در آن، تمام مفاخر ملي الزاماً به طور يکسان مورد توجه و احترام هستند) نمي‌گردد؟ 

دنباله را بخوانید





بهمن
۲۵

مسجدسلیمان در هفته ای که گذشت

از خبرهایی که شنیده ایم فرماندار محترم مسجدسلیمان همچنان در کما قرار دارد.و تا بهبودی کامل ایشان راه درازی در پیش است. این  سایت برای ایشان  سلامتی آرزو مینماید.

ارشاد اسلامی در هفته که گذشت شاهد برگزاری مراسم تجلیل از هنر مندان پیش کسوت عرصه های کنون به مناسبت پیروزی انقلاب بود که به همین مناسبت در سالن جدید فرهنگسرای جوان مراسمی در خور شان ایشان برگزار شد. اما اهمیت این مراسم با حضور گسترده هنرمندان در این بود که هیچ یک از مسئولین شهر در آن حضور نداشتند و جای خالی صندلی مدیران کماکان در محافل هنری احساس میشود.

به عرض میرساینم جدیدا بعضی از مسئولین سازمانها و مدیران روابط عمومی ها در سر کار خود یا حاضر نمیشوند یا دیر حاضر میشوند و وقتی پیگیر میشوید مشخص میگردد مسئولین این ادارات به دیدار فرماندار رفته اند. امید است همین گونه باشد.

نمایشگاه عکسی به مناسبت  ده فجر انقلاب در تالار جوان مسجدسلیمان برگزار گردیده است که از نظر زیبایی و نوع نگاه به مسجدسلیمان در نوع خود کم نظیر است.تالار جوان در نفتک و نرسیده به هوانیروز ساخته شده است.





بهمن
۲۲

مسجدسلیمان آماده استقبال از بهار و مهمانانش

عکس از حسین سریع کار

امروز ۲۲ بهمن دو راهی لالی