
خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید.
-فاطمه حبیبی زاد (گرد آفرید)
رشته تحصیلی: لیسانس موزه داری
تخصص:نقال،پژوهشگر،مولف،مدرس نقالی،شاهنامه خوان و فن بیان،برنامه ساز برنامه های فرهنگی در شبکه های ایرانی و برون مرزی
چگونه وارد عرصه نقالی شدید و نخستین اجرایتان را کجا انجام دادید؟
-در سال ۱۳۷۸ و اوایل دوران دانشکده در یک برنامه ی دانشجویی اجرای یکی از شاگردان مرشد ولی ا…ترابی (پیشکسوت و آخرین بازمانده از نسل نقالان) را دیدم و شیفته ی این هنر نمایشی شدم.به نظرم آمد که در نوع خود تاتر یک نفره است و قالبی است که می توان به وسیله ی آن مضامین ملی و ایرانی گری،میراث داستانی،اسطوره ای و….. را به مردم انتقال داد.بنابراین مرشد ترابی را پیدا کردم و ایشان نیز تشویقم کرد و خلاصه ی توماری را در اختیارم قرار داد،خلاصه ی کلام آن است که پژوهش های وسیع من در سراسر ایران از همین زمان آغاز شد.پژوهش های میدانی،کتابخانه ای،آرشیوی و …..حضور در قهوه خانه ها،زورخانه ها،خانقا ه ها و حضور در حلقه ی دراویش و مرشدان و سخنوران،آشنایی با شیوه های مختلف داستانگزاری در ایران،قصه گویی آوازی ،قصه گویی موستیایی و عاشتیق های آذربایجان،بخش های ترکمن صحرا و شمال خراسان،بیت خوانان کُرد، شائران سیستان،شاهنامه خوانان خطه های لُر و بختیاری،نقالان،پرده خوانان،سخنوران،مناجت خوانان،چاووشی خوانان،مددگیران،معرکه گیران و …. به موازات پژوهش در سبک های مختلف،سبک نقالی را پیش خودی و اجرا می کردم و نخستین اجراها هم از همان ابتدا در محافل و مجالس خصوصی بود که بعد عمومیت پیدا کرد.
۳-مشوق شما در این کار چه کسی بوده است؟
شاید مردم را باید مشوق اصلی بدانم که دهان به دهان و این به آن تبلیغ کار مرا می کردند و با استقبالِ گرمی که داشتند هر اجرایی،اجرای دیگری را به دنبال داشت .
۴-چرا نام گرد آفرید را برای خود انتخاب کردید؟
نام گرد آفرید را استادان و مرشدان به رویم گذاشتند و می گفتند که: گردآفریدانه وارد میدان شاهنامه شدی و بطور خود جوش این نام در بین استادان و مردم جا افتاد.
۵-آیا در حال حاضر تدریس می کنید؟
از سال ۱۳۸۰ استاد جمشید مشایخی بعد از دیدن اجرای من در یک جشنواره سینمایی به من گفتند که نقالی مادر نمایش هاست…. ایشان مرا به مدرسه ی سینمایی آیدا بردند و از آن زمان تا به امروز موسسات مختلف سینمایی،بازیگری،موسیقی،مدارس،مهدکودک ها،موسسات تربیت کودکان و غیره تدریس می کردم،چندی هم در دانشگاه هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) به دانشجویان طراحی صحنه و عروسکی نقالی و شاهنامه خوانی را تدریس می کردم.
۶-چگونه با شاهنامه و فردوسی آشنا شدید؟
از همان آغاز آشنایی با سنت نقالی با شاهنامه و فردوسی آشنا شدم و تا امروز هم گرفتار و غرق این دریای بی پایانم،پیش تر آشنایی ام در حدِ داستان رستم و سهراب بود.
۷-آیا به غیر از شما بانوان دیگری هم در این عرصه حضور دارند؟
بعد از آنکه اجراهایی در فضاهای باز و میدانی داشته ام به مروز راه برای دیگر بانوان هم باز شد و خوشبختانه موج جدیدی از بانوان پیر و جوان در سرتاسر ایران و حتی خارج از کشور شاهنامه خوانی می کنند که افتخار می کنم که بعضی از این بانوان شاگردان خودمن هستند.
۸-جایگاه هنر نقالی در حال حاضر در کشور چگونه است؟
سنت کهن نقالی رو به زوال رفته،شاهنامه خوانی البته در بین علاقه مندان جایگاه خوبی دارد اما نقالی را نباید با شاهنامه خوانی و تاتر یک نفره اشتباه گرفت،نقالی به گمانم در جاهایی رو به ابتذال می رود.یادمان باشد که نقالی هر از چم و خم دارد و هر کس که عصا دست بگیرد و دست بکوبد و دور بچرخد به معنی این نیست که دارد نقالی می کند.
۹-بزرگترین آرزوی شما ؟
آرزوی شادی برای مردم
۱۰-آیا قبلاً در مسجدسلیمان اجرای برنامه داشته اید؟ و در آینده آیا در این شهر برنامه ای خواهید داشت؟
بله سال ها پیش در صفه ی سرمسجد اجرای نقالی داشتم و در سال های ۸۶-۸۷-۸۸ ویژه نوروز در روستای سیمیلی
۱۱-یک بیت شعر برای پایان گفت و گو…..
گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان
بلا بگردد و کام هزار ساله برآید