بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری درگذشت
تو حال و هوای خودمونیم،ناگهان می گن مسعود بختیاری بر اثر سکته ی قلبی در گذشت!.
از شدت تعجب می پرسیم مسعود بختیاری کیه؟
میگن همون بهمن علاءالدین دیگه،خواننده ی معروف بختیاری.
بغض مون بلافاصله می شکنه و اشک چشمامون سرازیر می شه،یعنی واقعا علاءالدین درگذشت؟همین چند روز پیش بود که داشتم آهنگ هاش رو گوش می دادم و می گفتم؛ خدا ایشالا بهت هزار سال عمر بده که باز هم برای ما بخونی.واقعا اینا راست می گن؟
قیافه ش توی یکی از کنسرتهاش از ذهنم پاک نمی شه،با یه لبخند همیشگی و بسیار زیبا که هم حاکی از مشکلات روزگاره و هم نشان از امید و استقامت در برابر نابرابری ها.همیشه با دیدن لبخند هاش این سوال توی ذهنم میومد که چرا اجازه نمی دادن علاءالدین راحت با مردم رابطه داشته باشه و این همه کارشکنی در حقش انجام می دادن؟واقعا چرا؟مگه کسی سراغ داره که علاءالدین آزار و اذیتش به دیگران رسیده باشه؟واقعا غیر از اینه که مسعود بختیاری برای همه پیام آور مهر و مهربانی بود ؟
قطعا بهمن علاءالدین معروف به “مسعود بختیاری” همیشه ی همیشه برای اهالی موسیقی مخصوصا بختیاری ها زنده و جاویدان می مونه.
حالا این شعرش رو برای خودش می خونیم:
مُو تيام تَش ايزَنِه سي ديدن تو
زِنده مَندُم به خدا با ديدن تو
چه خووه بياي زِ رَه وا با سِفيده
ايزَنِه افتَو وا با رَسيدنِِ تو
واي ديمَه … واي ديمَه ! ايخُوم دُونگُل يِكيمَه
نه تَرُم بَنگِت كُنُم … نه خُوت ايايي
حالا باور ايكُنُم … كه بي وفايي
آخه تا كِي چينُو با تِهنا بِمَهنيم
نَدونُم چه ديديِه … زِ اي جدائي ؟؟؟
چَن تَرُم بَنگِت كُنُم ؟ خوت دي وُري بِيَاو
آخه تا كِي دير زِ يك … چي مَه و افتَو
چه خووِه اُوِيدِنِت اگر بيايي !!!
توشمالون كار ايكُنِن … هَف روز و هَف شَو …
خیلی ناگهانی،وقتی غرق در زندگی خودتی بهت می گن عزیزانت از دنیا رفتن.یادت نره دنیا برای همه اینجور زود می گذره.
صدای ماندگار ایل و مرثیه خوان بختیاری(مسعود بختیاری)دار فانی را به دار گفت.به همین مناسبت پایگاه فرهنگی خبری مسجدسلیمان در شبکه جهانی اینترنت فقدان این هنرمند بزرگ را به جامعه هنری و مردم شریف مسجدسلیمان و بختیاری های سراسر جهان تسلیت می گوییم.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
منبع شعر:www.tadkheyri.blogfa.com
ضمنا اگه مطلبی در مورد مسعود بختیاری دارید ممنون می شیم در قسمت نظرات بنویسید.









آبان ۱۳۸۵ در ۲:۰۷ ق.ظ
روحش شاد و یادش گرامی باد
آبان ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۵ ب.ظ
سلام
در گذشت استاد بهمن علاالديني را به شما و تمامي همتباران تسليت عرض ميكنم
روحش شاد
آبان ۱۳۸۵ در ۷:۰۵ ب.ظ
با سلام و تشکر از سایت زیبایتان وبا عرض تسلیت به همه ی دوستاران آقای علاءالدین .لطفا زندگینانه کاملی از ایشان ارائه دهید .من بختیاری نیستم ولی باوصلت با بختیاری ها وبا تشابهات زیادی که بین همه ی اقوام خوزستانی بجز اعراب هست فوق العاده به آقای علاءالدین وصدای ایشان وبطور کلی فرهنگ بختیاری علاقه مند شده ام .به نظر من شناختن فرهنگ بختیاری یعنی آشنایی با همه ی ایرانوتمدن هزاران ساله ی آن
آبان ۱۳۸۵ در ۳:۵۲ ب.ظ
سلام بر شما و تمام بچه هاي خوب و باصفاي مسجدسليمان. ضمن عرض تسليت درگذشت استاد علا دين به كهن ايل بختياري و همه عاشقان اين آب و خاك. دولت پير مغان باد كه باقي سهل است
آبان ۱۳۸۵ در ۸:۴۹ ب.ظ
سلام.. بنده نیز به شما تسلیت عرض میکنم
آذر ۱۳۸۵ در ۳:۲۴ ق.ظ
من یکی از هواخواهان آقای مسعود بختیاری ( بهمن علاالدینی ) هستم
خودم بختیاری هستم و در هلند زندگی می کنم و این چند سال هم که اینجا هستم
همیشه در جریان آخرین نوارهای او و کنسرت هایش بودم
این اواخر ، چند ماه پیش می توانم بگویم خیلی به فکر خود علاالدین بودم به این
شکل که پیش خودم فکر کردم : براستی او چه خدمت بزرگی به موسیقی و شناخت فرهنگ بختیاری
کرده تا پیش از این ما واقعا کسی را نداشتیم که اینچنین برای موسیقی بختیاری تلاش کند
چه به شکل جمع آوری اشعار و چه سرودن شخصی آنها
بالاخره روز اول آبان ۱۳۸۵ شمسی تصمیم گرفتم او را پیدا کرده و او را
برای اجرای یک کنسرت به هلند دعوت کنم از خواهرم شروع که در رادیو فارسی زبان ” رادیو زمانه ” که در
آمستردام پخش می شود شروع کردم به تلفن کردن و پرسیدم که چطور می شود شماره تلفن علاالدین را پیدا کنم
او گفت که به فلانی و فلانی زنگ بزن شاید سرنخی از او پیدا کنی
خلاصه من بعد از یک سری تلفن های ممتد به این و آن توانستم شماره خانه آنها را در کرج
پیدا کنم و با او صحبت کنم خیلی خوشحال بودم که صدای او را می شنوم بعد از معرفی خودم
به او گفتم که ما بختیاری های هلند خیلی دوست داریم که او در هلند کنسرتی برای ما اجر کند
گفت که او دیگر پیر شده و مثل اول نمی تواند بخواند و در ضمن مریض هم هست
به او گفتم: آقای علاالدین این را نگویید چون “لوسییانا پاوروتی ” خواننده اپرای ایتالیایی که الان حدود ۷۰ سال سن دارد هنوز که هنوز است در همه دنیا کنسرت می گذارد و اصلا هم احساس پیری نمی کند
او گفت : چرا شجریان خودمان را نمی گویید که انشالله خدا همیشه زنده نگهش دارد و بتواند بخواند او هم الان سن وسال من دارد
خلاصه بعد از یک صحبت طولانی با او و سوالاتی که همیشه از بعضی از متن شعرهایش
داشتم و شنیدن پاسخ با او قرار گذاشتم که روز ۱۵ آذر که جواب نتیجه آزمایش او از بیمارستان می آمد
دوباره به او تلفن کنم که اگر جواب آزمایش ها خوب بود و او مشکلی برای مسافرت نداشت
آنوفت حتما دعوت ما را به هلند خواهد پذیرفت و گرنه از پذیرش آن معذور خواهد بود
من همان موقع در تقویم ایرانی ام در روز ۱۵ آذر نوشتم : تلفن به آقای علاالدینی که هنوز همچنان در این روز در تفویم نوشته شده که هروقت چشمم به آن می خورد دوباره خاطره آن روز به یادم می آید
و بعد یک اندوه عمیق بجا می ماند افسوس افسوس که
مرگ حتی به او تا زمان قرار موعد ما هم مهلت نداد
هنوز پانزده روز دیگر به ۱۵ آذر مانده بسیار خوشحال بودم که در این روز بهانه ای است که دوباره با او صحبت کنم
هم اکنون قرار است که در یکشنبه آینده با جمعی از بختیاری های ساکن کلن در آلمان برای او بزرگداشتی
برگزارکنیم که برادر ایشان که در کلن زندگی می کنند یکی ازسخنرانان مهمان است
منهم قرار است چند تا از ترانه های خاطره انگیز او را با یاد او بخوانم
دو هفته بعد از آن مراسمی در هلند برای او بر پا خواهیم کرد
دوستدار فرهنگ و هنر بختیاری : مهین قاسمی
آذر ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
باتشکر واقعا باعث خوشبختی گردید که عزیزان بختیاری نیزاین همت را کردند
آذر ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
با عرض تسلیت وفات مرحوم مسعود بختیاری وتشکرازهمه عزیزانی که تلاش نمودند همه بختیاری زبانان در سراسر گیتی به نوعی ارتباطی با هم داشته باشند
آذر ۱۳۸۵ در ۸:۴۴ ق.ظ
نمی دونم چی بگم فقط می تونم بگم من پدرم را از دست دادم و الان که در امریکا هستم و دارم توی سایت مصاحبه با خواهر محترم ایشون را گوش دادم قلبم درد گرفت من بختیاری متعصب هستم و فقط می تونم بگم که با آهنگ های مسعود زنده می شدم و روح پدرم را شاد می کرد چون پدرم عاشق وی بود عاشق عاشق خدا رحمت کنه مسعود عزیزم را من مثل دخترت هستم مسعود جان روحت شاد
فروردین ۱۳۸۶ در ۲:۰۷ ق.ظ
ما در صددیم کتابی در مورد پنج اثر استاد موسیقی بختیاری منتشر کنیم امید به همیاری دوستان داریم ای دل ای باور مکن دنیا خش آبو
چل سرد ایلمون پر ز تش آبو
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۳:۲۵ ب.ظ
“کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران”
خدا رحمت کند”استاد آ بهمن علاءدین”پدر شعروموسیقی بختیاری را .امیدوارم جابجایی پیکر استاد به زاگرس انجام شودو تمام آثار گرانقدرش کتاب شود .لطفا” جواب دو سؤال ایمیل بفرمایید. با تشکر
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱:۱۴ ق.ظ
از درخت بختیاری خم نمود
سایه می گسترداو شمشاد بود
هر که در گلزار او گل چید و رفت
فیض بردم نقش او ارشاد بود
با تبسم کرد صد معنی عطا
در وجودش حق وفا بنهاده بود
او فراموشم نخواهد شد چو باک
لب به خنده هم چو کارون شاد بود
هر که دیدش یهد او میکرد و گفت
با ادب از اصل و از اجداد بود
این فلک هر دم چرا گل چید و برد
همچنین این رسم از بنیاد بود
ما که از خاکیم و آب و آفتاب
هر زمانی کار او بیداد بود
رفت واو گر نام نیکش باز ماند
باغبانی آب شیرین داده بود
برگرفته از کتاب دیوان عشق از علی همت ناصری کریموند
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
کوک خوش خون دلاپرواز کرد عهد بخت عاشقی مهر وفا اغاز کرذ
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۲:۰۸ ب.ظ
سلام چرا بختیاریها عکس العملی در مورد کاریکاتور مجله کیهان از خودشون نشون ندادن
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۲:۱۴ ب.ظ
چرا بختیاریها عکس العملی در مورد کاریکاتور مجله کیهان از خودشون نشون ندادن
اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۹:۳۳ ق.ظ
با تشکر از برادر عزیزم آقای انتظار ناصری کریموند جهت ارسال شعر زیبا ( که بر گرفته از دیوان عشق کبک عاشق وغزل خوان جناب استاد علی همت ناصری کریمونداست).
ز کلنگ بپرسین بازفت و چه فرگه
شو و روز و روز شو حوفه تدرگه
ز کلنگ بپرسین بازفت و چه حاله
شو و روز و روز شو حوفه باده
ز کلنگ بپرسین اخبار چه داره
اور اوی لفات اوی غم وید دواره
ز کلنگ پرسیدم اخبار چه داری
اور اوی لفات اوی رهدیم وزارری
تقدیم به برادر بزرگوارم علی همت ناصری کریموند
مرداد ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
صدای مسعود بختیاری یعنی تمام احساس یک بختیاری اصیل که هر وقت به صدای این مرد بزرگ گوش میدادم دلم برای زادگاهم از دیار دور پر می کشید
زنده باد ملک همیشه جاودان بختیاری
و
زنده باد جونقان
آبان ۱۳۸۶ در ۶:۲۲ ب.ظ
ی
آبان ۱۳۸۶ در ۴:۴۵ ب.ظ
درگذشت تاسف بار مسعود کمران را شکست، چشمانمان را اشکبار ساخت.
آبان ۱۳۸۶ در ۶:۳۲ ب.ظ
سلام بر بهداروندها مو تیام تش ازنه سی دیدنت ای بهمن
آذر ۱۳۸۶ در ۸:۳۴ ق.ظ
سلام حالتان خاصه مو دانشجو دانشگاه شهید بهشتی ایلامم کوک تارا تو حق نداشتی بمیری مو دلم اخه کم طاقته والا نه چی هر ساله
آذر ۱۳۸۶ در ۶:۰۰ ب.ظ
گل ناز دارم مه شو گارم بيو بيو كه دلم سيت تنگه . به همه دوستاران مسعود بختياري تسليت مي گو يم
آذر ۱۳۸۶ در ۹:۰۱ ب.ظ
یک سال گذشت ! یک سال تلخ یک سال بد یک سال طولانی منکه هنوز باورم نمیشه
امیدوارم از این خواب غم انگیز بیدار بشم ولییییییییییییییییییییییییییی افسوس که من بیدارم و سفر تو واقعی و راهت بی بازگشت و جاودان
دی ۱۳۸۶ در ۲:۲۲ ب.ظ
یادش گرامی
اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۰۹ ب.ظ
پايگاه فرهنگى،خبرىشهرمسجد سليمان شهر من
اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۴۶ ب.ظ
مشتاقان فرهنگ بختياري
اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۵۸ ب.ظ
من هم مثل همه تسلیت عرض میکنم.
اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۵۴ ب.ظ
كنارا و بليطا تي به رهتن هني مندير اوري جور مهتن
مگو وا با گل و مالا نياهي نيشنن تي ره شال و كلهتن
(بداغي)
فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
مرا مهر تو مسعود ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمانست این دگرگون نخواهد شد
فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۸ ب.ظ
من عاشق مسجدسلیمان و مسعود بختیاری هستم ، هر وقت آهنگ های مسعود بختیاری را گوش میدهم آرامش عجیبی پیدا می کنم. با تشکر از بختیاری دوستها و بچه های خونگرم MIS
اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۵۲ ب.ظ
افسوس که ققنوس اواز بختیاری ازمیانمان به سوی ابدیت رهسپار شد وصد افسوس به خاطر اینکه او رانشناختیم واین چنین رفت
آبان ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۰ ق.ظ
باسلام.
نميدونم چرا هروقت صحبت از استاد بهمن علاعدين ميشود غمي بر دلم مستولي ميشود شايد بخاطر اين باشد که روح بزرگ خود رابراي ايل بختياري به ميراث نهاده باشد. مسعود .م
آذر ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ
كاشكي كه اسمون ز غم نباره
كاشكيكه پوئيز تموم نوابو
دی ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ
واسه من که هر چی تو دلم بودگفت خیلی درد ناک
دی ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۵ ق.ظ
مرحوم مسعود بختیاری واقعا تک بود من هم تسلیت عرض می کنم
بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۱۷ ب.ظ
صد حیف
بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
صداش جاودان میماند یادش گرامی
اسفند ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ب.ظ
صدایت همیشه خوش طنین و ماندگاردر قلبمان باقی خواهدماند.چراکه یاداورخاطرات ایل بختیاری است.
اسفند ۱۳۸۷ در ۲:۵۴ ب.ظ
کوگ تارازبه امیددیدار
تیر ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ق.ظ
خوشا انان که با عزت بساط خویش برچیدند و رفتند .
خوشا انان که بر این صفحه خاک چو خورشیدی درخشیدند و رفتند .
او هرگز نمرده .او در میان ماست .
اگر کمی از اوازهایش را زمزمه کنیم.
تیر ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ب.ظ
استاد علاءدین در شهرستان اهوازدر مدرسه شهد شجرات زیتون کارگیری ۳سال ناظم آن مدرسه بود فکرمی کنم سال ۱۳۶۲ بود و همان موقع داشت اولین کاست را درحال تهیه آن بود مرتب در حیاط مدرسه ترانه هاش زمزمه می کرد وچونکه می دونست منهم بختیاری هستم می گفت بیا سهرابی بیشم واس و خودش هم بصورت زیر لب ترانه ها را تکرار می کرد ، یادش بخیر و روحش گرامی باد
مهر ۱۳۸۸ در ۵:۲۰ ب.ظ
استادآبهمن علاءالدین فرهنگ بختیاری راباکارهای بی نظیر خودماندگارکرد.
آبان ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۵ ب.ظ
مرحوم استادمسعودبختیاری باطنین دلنشین و بی بدیل خود موجب انتقال فرهنگ بختیاری به همه ی نسلهاشد موسیقیهای دل نوازش خاطره ی اوراهمیشه برای مازنده نگه می دارد
آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
خدا رحمت کند وروحش شاد . من هروقت به امامزاده طاهردر مهرشهر میروم بایستی حتما بر سر مزار استاد علاالدین میروم . چند هفته قبل مراسم سومین سالگرد وی بود.رفیعی ازگوهر دشت کرج
اسفند ۱۳۸۸ در ۸:۳۳ ق.ظ
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق … خدایش بیامرزد شادروان استاد فقید آبهمن علاءالدین بختیاری را که عمرعاشقانه خود را فدای ایل وتبار خود نمود .ولی متاسفانه ما بختیاریها بعدازسفرابدی استاد اوراشناختیم .بنده ازمسئولین و خانواده محترم استاد به عنوان یک بختیاری تقاضامندم نسبت به انتقال جسد استاد به سرزمین بختیاری اقدام شود . متشکرم
فروردین ۱۳۸۹ در ۹:۱۶ ب.ظ
میر و سالارم برفت شیون و زاری نشست
گرد غم از مرگ شیران بر رخ مردان نشست
شیرمردان چون بمیرند جامه ها باید درید
کی نشینیم تا کنیم پیدا شیرمردانی دگر
…….
ستاره بی بدیل موسیقی بختیاری به خاموشی گرائید و ایل بزرگ بختیاری را به ماتمی ابدی فرو برد..
روحش شاد و یادش همیشه ایام گرامی باد
خرداد ۱۳۸۹ در ۶:۱۱ ب.ظ
من از ایل بزرگانم .ایل مسعودها .ایل سرداره .کوگ تاراز دیدار .وا با استاره ی صبح.
خرداد ۱۳۸۹ در ۹:۵۶ ق.ظ
روح وروانش شاد بادا که دیگر کسی همانند وی روی زمین زاده نخواهد شد
خرداد ۱۳۸۹ در ۶:۰۶ ب.ظ
یادش تا ابد در دلمان میماند.
خرداد ۱۳۸۹ در ۶:۱۲ ب.ظ
یادش بخیر .به امید دیدار
تیر ۱۳۸۹ در ۷:۲۶ ب.ظ
عشق کاکا مسعود دیگه نمیاد تو مثل اون